زبان و
پيدايش آن
دكتر
حسين صديق
1-1 تعريف
زبان
زبان يک
دستگاه به هم
پيچيده اي است
که ميان انسانها
تفهيم و تفاهم
ايجاد مي کند.
زبانشناسان
آن را وسيله
انسيت و سيستم
مفاهمه ميان
انسانها نام
داده اند.
امّا از
آنجا که ميان
ديگر جانداران
و گياهان نيز
دستگاه هاي
مرئي و نامرئي
مفاهمه وجود
دارد، نمي
توان تعريف
زبان را به
«سيستم مفاهمه
ميان انسانها»
محدود کرد. به
سبب اسرار
خفته و
نامکشوف در
خلقت اين
دستگاه به هم
پيچيده، هنوز
زود است که
بشر تعريف کاملي
از اين پديده
طبيعي و
اجتماعي به دست
دهد. به هر
انجام امروز،
زبان را حاصل
و قالب انديشه
انساني، حاصل
اجتماعي و
حاصل انسان و
اجتماع و
روابط متقابل
آن دو مي
دانند که نماد
موقعيت و ارزش
آدمي در جهان
است.
1-2 پيدايش
زبان
مساله
قديم و حادث
بودن کلام و
سخن و بالمآل
زبان ميان
انديشمندان و
فيلسوفان
اسلام بحثي
دراز آهنگ
دارد. اشاعره
آن را قديم مي
دانند و به
نظر بسياري از
مفّسران آيه
شريفه زير
ناظر به خلقت
زبانها (=
اسماء) است که سبب
تمايز بشر حتي
از فرشتگان
شده است :
و علّم ادم
الاسماء
کلّها ثمّ
عرضهم علي
الملائکه
فقال انبئوني
بأسماء هولاء
ان کنتم
صادقين قالوا
سبحانک لاعلم
لنا ما
علّمتنا انک
انت عليم
الحکيم
در
پژوهشهاي
علوم انساني و
زبانشناسي
نيز مقوله
آفرينش زبان
مورد بحث قرار
گرفته است. در اين
وادي پيرامون
پيدايش زبان
ها نظريه هاي
چندي را مي
شناسيم که به
سه نظريه مهّم
اشاره مي کنم:
1-2-1. نظريه انعکاسي
هم اکنون
در همه
زبانهاي دنيا
کلمه هايي
وجود دارد که
با اخذ الهام
و به تقليد از
صداها و اصوات
موجود در
طبيعت خارج از
انسان ساخته
شده اند.
هجاهاي موجود
در اين کلمات
فريادهاي
حيوانات،
شرشر آب، سوت
کشيدن، خش خش
برگ، صداي به هم
خوردن سنگ و
جز اينها را به
ياد مي آورد.
مثلاً افعال
وکلمات زير که
در ترکي
ايراني موجود
است از اين
گونه کلمات به
شمار مي رود:
شريليداماق،
شاققيلداماق،
شاققيلتي،
پوفله مک،
قيديقلاماق،
ملهمک،
مياولاماق،
گومبولدهمک،
جينقيلي،
چانقيل و... .
اين گونه
کلمات در ترکي
شايد بيش از
پانصد کلمه
باشد که برخي
از آنها
صورتهاي خاصي
در زبانهاي
ديگر نيز
يافته اند
مانند مصدر «
دينله مک » که
صورت کهن آنtinlamaq - بوده در زبان
لاتين بصورت tintinnare ودر
عربي بشکل «
طنين» در آمده
است.
طبق اين
نظريه علمي،
زبانهاي
باستاني و
اصلي بشريت
براساس
تقليداز صداي
موجود در
طبيعت اختراع
شده، سپس
تکامل يافته
است و ترکي در
ميان همه
زبانهاي دنيا
از اين لحاظ
ممتاز است و
هم از اين
روست که برخي
ها عقيده
دارند:
« نخستين
زباني که بشر
بدان سخن گفت،
زبان ترکي بود
و بسياري از
واژه هاي زبان
هاي امروز، ريشه
ترکي دارد. »[i]
اين نظريه
معروف به
تئوري
انعکاسي[ii]
است که در
اواخر قرن
نوزدهم در
اروپا پيدا شد
و نخستين
مدافع آن
زبانشناس
آلماني W.dehl بود.
2-2-1 نظريه
واکنشي
بر اساس
اين نظريه،
زبان ها به
دنبال واکنش
که انسان در
مقابل حوادث
روحي و نيز
فيزيکي از خود
نشان داده
ايجاد شده
اند. واژههاي
واکنش چندي،
همانند لغات
انعکاسي
اکنون در
زبانهاي
مختلف موجود است.
مانند « هق هق » و «
اوف » در فارسي
و «قيشقيرماق » و
« توپورمک » در
ترکي که از
اين گونه واژه
ها شمرده مي
شوند.
3-2-1 نظريه
کار محوري
به
دنبال ظهور L.Noive در
اواخر قرن
نوزدهم نظريه
خلقت و تکامل
انديشه و
گفتار از کار
رواج يافت.
طبق اين
نظريه، زحمت
سبب پيدايي و
توسعه انديشه
و گفتار شده
است و از آنجا
که نخستين کار
انسان «کندن»
بوده است،
اولين کلمات
ابداعي در
زبان نيز
مربوط به اين
کار و زحمت
است. پيروان
اين نظريه
حتّي منشأ
موسيقي را هم
کار و زحمت
آدمي ميدانند.
3-1 نوعبندي
زبان هاي جهان
زبان هاي
جهان را از
منظرهاي
گوناگوني
نوعبندي کرده
اند که به اعم
آنها يعني
منظر ساختار واژگاني
اشاره مي
کنيم:
1-3-1 .نوعبندي
ساختار
واژگاني
زبان هاي
جهان بلحاظ
صرفي[iii]
و ساختار
واژگاني بطور
کلي به دو
گروه يک تکواژي
و چند تکواژي
تقسيم مي
شوند.
1. زبان هاي
يک تکواژي زبانهايياند
که کلمات آن
ها تنها از يک
تکواژ ساخته
شده است. از
اين رو، زبان
يک تکواژي را
زبان منفرد[iv]
مي نامند. مانند
زبان چيني و
زبان و
تينامي. در
اين زبان ها
واژه ها تعريف
نمي شوند، پي
افزوده نمي پذيرند،
ترکيب نمي
شوند و مفاهيم
با تکيه و
آکسان نموده
مي شوند. جمله
در اين زبان
ها عبارت از
تعدادي
تکواژهاي
تعريف ناپذير
است.
2. زبان هاي
چند تکواژي زباني
است که کلمات
آن ها مرکب از
چند تکواژ است
که خود به چند
گروه تقسيم مي
شوند:
الف. زبان
هاي بساوندي [v]: که مرز بين
واژه و جمله
در اين زبان
ها مشخص نيست.
بسياري از
مفاهيم که
معمولاً
درزبان هاي ديگر
بوسيله جمله
بيان مي شوند،
در اين زبان
ها به وسيله
جمله بيان مي
شوند، دراين
زبان ها به
وسيله الحاق
تکواژها به
يکديگر به
صورت يک واژه
بيان مي شود.
در واقع
اين زبان ها
شامل مجموعه
وسيعي از
وندها هستند
که نقش عناصر
آزاد نحوي را
در درون واژه بازي
مي کنند.
زبان هاي
بساوندي خود
به دو گروه
تقسيم مي شوند:
گروه تک پايه
اي [vi] و گروه چند
پايه اي[vii] .
در زبان
هاي تک پايه
اي، هر واژه
فقط يک تکواژ آزاد
دارد، مانند
زبان يوپيک [viii]در
سيبري.
ولي در
زبان هاي چند
پايه اي در هر
واژه بيش از يک
تکواژ آزاد
وجود دارد،
مانند زبان
چوکچي [ix]در
شمال سيبري.
ب. زبان هاي
ترکيبي[x] : که در آن
ها مرز ميان
تکواژها مشخص
نيست و تطابق
يک به يک بين
هر تکواژ و
محتواي آن
وجود ندارد.
مانند زبان
لاتين و زبان
فارسي. دراين
نوع از زبان
ها هنگام
ترکيب، ريشه
در هم مي ريزد
بگونه اي که
ريشه
ناشناخته ميشود
و هويت خود را
از دست مي دهد.
مانند اغلب مصدرهاي
فارسي که در
صرف مضارع
ريشه هاي آن
ها «بي پدر»
هستند.
برخي از
زبان هاي
ترکيبي حالت
«ترکيب از
ريشه» دارند
مانند زبان
عربي و بعضي
ديگر حالت
«ترکيب از تنه»
دارند که ترکيب
ناقص پسوندي
ناميده مي
شود. مانند
فارسي و زبان
هاي اروپاي
غربي.
ج. زبان هاي
پيوندي[xi] : که در آن
زبان ها مرز
بين تکواژها
مشخص است و تطابق
يک به يک بين
هر تکواژ و
محتواي
معنايي با
دستوري آن
وجود دارد.
مانند زبان ترکي.
البته
بايد گفت که
نوعبندي فوق،
براساس مشترکات
زبان هاي جهان
تنظيم شده
است. شايد
تعداد محدودي
از زبان ها را
دقيقاً بتوان
در چهارچوب
اين نوعبنديها
جاي داد. ولي
بخش وسيعي از
زبان ها ويژگي
هاي يک دسته و
برخي ويژگي
هاي دسته ديگر
را نشان مي
دهند. مانند
فارسي که فقط
ويژگيهاي
محدود زبان
هاي ترکيبي را
دارد ولي زبان
ترکي هم ويژگيهاي
پيوندي را
بطور کامل و
گسترده و هم
ويژگيهاي
زبانهاي
ترکيبي را در
حد نياز
استحصال مخزن
واژگاني نشان
ميدهد و اين
حکايت از
طبيعي بودن اين
زبان دارد که
بر روي
پيوستاري
قرار گرفته و
بينابين اين
ويژگيها
منطبق با
نوعبندي فوق
است.
به اين نوع
زبان ها زبان
هاي التصاقي
نيز گفته شده
است. در اين
نوع زبان ها
ريشه ( kök ) در
کلمات تغيير
نمي يابد و پي
افزوده (ek )
مفاهيم نويني
با همراهي
ريشه مي سازد
و قدرت توليد
واژگان را
فراتر مي برد.
زبانها
پيوندي را به
«پيوندي سر
افزوده اي» و
«پيوندي پي
افزوده اي»
نيز تقسيم
کرده اند.
بزرگترين
شاخه زبان هاي
پيوندي، زبان
هاي اورالي و
آلتايي است که
به معرفي آن
ها مي پردازيم.
2.
طبقه بندي
زبان ها
زبان هاي
جهان براساس
ساخت آوايي،
واژه
ساختاري، ساخت
نحوي، مخزن
واژگان و
تاريخ تکامل
آنها قابل
طبقه بندي
است.
بر اين
بنياد، طبقات
زباني زيرين
تاکنون شناسايي
شده است:
1-2 زبانهاي
اورال آلتايي
2-2 زبانهاي
هند اروپايي
3-2 زبانهاي
حامي سامي
4-2 زبانهاي
چيني تبتي
5-2 زبانهاي
بانتو
آفريقايي
6-2 زبانهاي
قفقاز شمالي
7-2 زبانهاي
اسکيمو
آلئوتي
8-2 زبانهاي
هواين سان
9-2 زبانهاي
مکزيکي
10-2 زبانهاي
آنتيلي
11-2زبانهاي
آمريکا جنوبي
شمالي
1-2 زبان هاي
اورال آلتايي
از آغاز 18
ميلادي
خانواده زبان
هاي «اورال
آلتايي» به
جهان علم
شناسايي شده
است. در آن
سالها روسها
به اشغال
سرزمين هاي
سوئد مي
پردازند و
امپراطور
سوئد از دولت
عثماني براي
دفع تجاوز روس
ها طلب کمک مي
کند.
پس از جنگ
پولتوا،
روابط اين
کشور با دولت
عثماني گسترش
مي يابد و
فعاليت هاي
تورکولوژي در
آنجا شتاب مي
گيرد. در ميان
نام هاي ترکي
پژوهان آن عصر
به سه نام مهم
فيليب تابرتFillipp
Tabbert ، استرا
هلنبرگ Ph.J.von
Strahlenborg و مسر
شميدت D.G.Messerschmidf بر مي
خوريم.
در اين
ميان، فيليب
تابرت
پيرامون زبانهاي
اقوام سيبري
تحقيق مي کند
و مسرشميدت در
سال 1730 بخشهايي
از متون کتيبههاي
ترکي باستان
موجود در
سواحل «يني
سئي» را منتشر
مي سازد و در
همان سال
استراهلنبرگ
در استکهلم
کتاب معروف
خود موسوم به “Der Nard und Östtiche
Theil von Europa und Asia” را
انتشار مي
دهد. وي زبان
هاي 32 قوم اروپاي
شرقي و آسيا
را در 6 گروه
زير طبقه بندي
مي کند:
1-1-2. گروه فين -
اوگور Fin-Ugor يا ايگروفين İgro-Fin عبارت
از زبان ها
اقوام زير که
از نسل ترکان
هون بازماندهاند:
الف - فيني
ب - مجاري
ج - وگولي
د -
موردوايي
ه - چره ميشي
ز - ويتاقي
ح -
اوستياقي
2-1-2 گروه ترک -
تاتار Turk-Tatar شامل
زبانهاي:
الف. ترکي
کريمه
ب. ترکي
اوزبکي
ج.ترکي
باشقوردي
د. ترکي قير
غيزي
ه. ترکي
ترکمني
و. ترکي
تاتاري سيبري
( ترکي
توبولسک،
ترکي تومن،
ترکي تاپه )
ز. ترکي
سکايي ( يا
قوتي )
ح. ترکي
چوواشي
3-2-1.
سامويئتي
شامل زبانهاي:
الف.
سامويئتي (
آرهان گلسکي،
پئچورايي )
ب. اوسياقي (
سيبر يابي،
ناريني )
ج. چولومي (
يا اوسياق هاي
اومسک )
د. زبان هاي
اقوام سواحل
يئني سئي و
لئنا و قطب شمال
ه. تانگويي
و منگزي
ز. زبان
قانسي
ح. زبان
قادوي
4-1-2. مغولي
منچويي
شامل زبان
هاي:
الف. مغولي-
کالميکي
ب. تاتاري
منچو- چيني
ج. تانگوتي
5-1-2. تونگوزي
شامل
هفت زبان:
الف. کاما
سيني
ب. آريني
ج. آلتي
تونگوزي
د. گئييکلي
تونگوزي
ه. ايتلي
تونگوزي
و. کورياکي
ز. کوريلي
6-1-2.خزري شامل شش زبان:
الف. چرکزي
ب. گرجي
ج. کوموکي
د. نوقايي
ه. آواري
و. قوباچي
طرح فوق که
از سوي
استراهلنبرگ
انتشار يافت، اساس
نظريه زبان
هاي اورال
آلتايي را
تشکيل داد.
اکنوي که 250 سال
از انتشار اين
نظريه سپري شده
است، هنوز
ميان
زبانشناسان
پيرامون آن
بحث ضد و
نقضيي وجود
دارد.
نخستين
بار دانشمند
دانمارکي،
راسموسک راسک Rasmuk
Rask صد سال پس
از
استراهلنبرگ
بر روي اين
تئوري کارکرد
و آن را تکميل
ساخت.
همزمان با
او فرانس پوپ Frans
Bopp دانشمند
آلماني
پيرامون
خويشاوندي
زبان هاي
اورال آلتايي
به بحث
پرداخت. پس از
او رامستدRamstedt ،
منگس Menges نيز
سعي در اثبات
خويشاوندي
اين زبان ها
کردند. به
دنبال آنان
ترکي پژوهان
نامبرداري
چون بانک Bang ،
نمث Nemeth ، کلاو زون Clauson و
دورفر Doerfer به
انکار
خويشاوندي
اين زبان ها
پرداختند و قرابت
و شباهت ميان
الفاظ و لغات
را ناشي از داد
دستدهاي
فرهنگي
تاريخي فرض
کردند.
امروزه
همه ساله
کنفرانس علمي
اورال آلتاي
پژوهان در سطح
جهان برگزار مي
شود.[xii]
فرجامين داده
علمي اين
کنفرانس آن
است که قرابت
و خويشاوندي
زبان هاي
اورال آلتايي
با ويژگيهاي
زير مورد توجه
است:
1. وجود قانون
هماهنگي
اصوات
2. ويژگي
وندي بودن و
وجود دوگونه
وند: 1. پي افزوده
هاي تعريف اسم
و ضمير و فعل، 2.
پي افزوده هاي
واژه ساز.
3. همانندگيهاي
آوايي،
ساختاري و
نحوي
4. همساني در
افعال و ضماير
و اسم هاي
بنيادي.
در ميان دو
گروه زبان هاي
اورالي و
آلتايي مسأله
اثبات
خويشاوندي
زبان هاي گروه
دوم بطور جدي
از سده نوزدهم
دنبال شده
است. نخستين
بارکاسترن M.A.Castren با
مقايسه ضماير
شخصي در
زبانهاي
آلتايي خويشاوندي
آن ها را طرح
کرد. وي در سال 1850
با عنوان De affixis Personalibus Linguarum Altaicarum از رساله
دکتري خود در
همين موضوع
دفاع کرد. قرابت
ضماير شخصي
زبان هاي
آلتايي از
ديدگاه وي با
طرح زير آغاز
شد:
|
ترکي |
مغولي |
تونگوزي |
منچوري |
فيني |
|
من \
بن ben |
بيbi |
بي bi |
بي bi |
مينه mine |
|
سن sen |
چي çi |
شي şi |
سي si |
سينه sine |
اين قرابت در
«افزوده ها»
بطور بارز به
چشم مي خورد.
مثلاً افزوده
هاي تصريفي
برائي و رائي
در هر دو زبان
ترکي و مغولي i- و e- \ a- است.
همين گونه
همساني و
همانندي
ساختار واژگاني
گسترده اي در
ميان اين در
زبان به چشم
مي خورد که به
چند مورد زير مي
توان اشاره
کرد:
1. همساني در
تلفظ نام
حيوانات:
اينک، ئوکوز،
بوزاو، تکه،
قويون، قوچ،
قوزو، ... .
2. همساني در
تلفظ مفاهيم
تجريدي: گوج،
گوجلو، قاتي،
چاغ، ايل و ... .
3. همساني در
تلفظ نام
رنگها: گؤي،
ساري، قارا، ياشيل
و ... .
و نيز همساني در تلفظ اعداد و هماننديهايي در تلفظ بسياري از کلمه ها نظير Toyiq در مقابل توپوق، Saçug در مقابل ساچ، Qulagu