سنگ قبرهاي تركي

 

مئهران باهاري

http://turkce-sindashlari.blogspot.com

 

 

سنگ قبرها و جنگ فرهنگها

 

جمهوري اسلامي عرصه "زندگي" را بر تركان ايران تنگ كرده است، اما اين همه داستان نيست. دولت قوميتگراي فارس جمهوري اسلامي عرصه "مردگي" را هم بر تركان ساكن در ايران تنگ نموده است! جنگ همه جانبه فرهنگي جمهوري اسلامي بر عليه زبان و فرهنگ تركي در ايران، اكنون به اعلاميه هاي فوت و آگهي هاي عزاداري و سنگ قبرهاي تركان و آزربايجان نيز رسيده است. قبلا واحد نظارت بر اماکن عمومی و واحد اطلاعات نیروی انتظامی در برخي از شهرهاي آزربايجان دستور داده بود كه

 

مردم براي عروسي ها و جشن ها، و گروههاي موسيقي تركي و آزربايجاني براي حضور در اين مراسم بايد اجازه و مجوز بگيرند،

کارتهاي عروسي تركان بايد به زبان فارسي باشد،

هنرمندان رقص آزربايجانی در مراسمها و کنسرتها حق پوشیدن لباس سنتی آزربايجانی در مراسمها را ندارند،   

سرودها و مارشهای ملی آزربايجان در مراسم های عروسی نباید نواخته شود و.... (١)

 

اخيرا دامنه تضييقات ضدبشري مقامات و نهادهاي فارسگراي دولت، به سنگ قبرها و اعلاميه هاي ترحيم و آگهي هاي فوت هم گسترانده شده است. امروز مبارزه اي بي صدا بر سر زبان سنگ قبرهاي تركان و آزربايجان، بين تركان و آزربايجان از يك سو و دولت جمهوري اسلامي ايران از سوي ديگر در جريان است:

 

١- سخنگوي كميته دفاع از زندانيان سياسي آزربايجان عليرضا جوانبخت مي گويد: «دو سال پيش ابلاغيه ای [دولتي] را در شهر اورميه ديدم که در آن به مراکز تکثير و انتشار دستور داده شده بود که آگهی های ترحيم و عزاداری را نبايد به زبان ترکی منتشر کنند» (٢)

٢- در اخبار از كنده شدن علامت هلال ماه و ستاره بر مناره هاي برخي از مساجد آزربايجان (بقعه سيد حمزه در تبريز در كنار مقبره الشعرا) خبر داده مي شود.

٣- در اخبار ديگري به اعمال محدوديت برخي از مقامهاي دولتي بر سنگ قبرهاي نوشته شده به زبان تركي سخن اشاره مي شود.

٤- البته اين همه غير از تخريب فيزيكي سنگ قبرهاي منسوب به تركان بويژه سنگ قبرهاي تاريخي باقيمانده از دوره حاكميت دولتهاي ترك بر ايران است كه در اثر اهمال سازمانها و نهادهاي دولتي (سازمان اوقاف، سازمان ميراث فرهنگي، دفتر باستان‌شناسي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، شهرداريها و ...) گاه گاه با آن مواجه مي شويم. (٣)

 

امتحان روضه فارسي، امتحان موعظه فارسي:

 

محدوديتها بر كاربرد زبان تركي در اعلاميه هاي ترحيم و آگهي هاي فوت و سنگ قبرها و ... كه در زمينه پروژه كلان دولت جمهوري اسلامي ايران براي ريشه كن كردن فرهنگ و زبان و هويت تركي از ايران و بويژه آزربايجان جنوبي اعمال مي شوند، تنها بخشي از تضييقهاي دولتي اند كه تركان ايران و آزربايجان در زمينه مذهبي و سنن ديني خود معروض به آنهايند. شوونیسم فارس در اذربايجان در امکان هر گونه فعالیتهای فرهنگی و مدنی آزادانه خادمان امور ديني ترك و آزربايجاني را غیر ممکن ساخته است. خبر زير در باره شهر قم آزربايجان است (٤):

 

١- تهديد فرهنگيان، شعرا و نويسندگان مذهبي ترك از سوي مقامات و نهادهاي دولتي: در طول چند سال گذشته دهها تن از فعالان و شاعران و نویسندگان ترک قم به انحاء مختلف تهدید شده اند.

 

٢- ممنوعيت نشر مطالب تركي در نشريات: نشریات قم طبق دستور رسمی ارشاد، حق نشر مطالب ترکی را ندارند این در صورتی است که حداقل شصت و پنج در صد جمعیت این شهر مذهبی را تورکها تشکیل می دهند.

 

٣- مجبور كردن مداحان ترك براي گذراندن امتحان روضه فارسي از طرف اداره ارشاد: ادارات ارشاد برای بیمه کردن مداحان ترک از آنها به زبان فارسی امتحان می گیرد. یعنی آنان مجبور هستند روضه فارسی بخوانند. برخی از مداحان سرشناس که به روضه فارسی تسلط ندارند از امتحان رد شده اند. سوال اینجاست که چرا وقتی مداحی در ایران با زبان تورکی شناخته میشود و بهترین مداح ایران سلیم موذن زاده تورک است چرا از مداحان تورک مداحی فارسی امتحان گرفته میشود.

 

٤- مجبور كردن روحانيان ترك براي گذراندن امتحان موعظه فارسي از طرف دفتر تبليغات اسلامي: دفتر تبلیغات اسلامی نیز همین کار غیرانسانی و استعماري را با روحانیان ترک انجام میدهد و از آنها برای رتبه بندی تبلیغی شان امتحان سخنرانی فارسی میگیرد، به همین دليل خطبای توانمند تورک حوزه هاي علمیه از حق واقعی خود در دفتر تبلیغات اسلامی محروم میشوند.

 

٥- جلوگيري از فعاليت هياتهاي عزاداري ترك: مدیریت حرم حضرت معصومه تا دوسال گذشته از حضور هیاتهای تورک در حرم در ایام مذهبی جلوگیری می کرد که با تلاش هیات مذهبی تورک این امر تا حدودی مرتفع شده است اما هنوز هم در ایام عزاداری ترکان حق عزاداری در مقابل ایوان آیینه که مراسم های برکزار شده در آن مستقیما از برخی شبکه تلوزیونی پخیش میشود ندارند.

 

٦- فشار براي انحلال جامعه مداحان آزربايجاني از طرف اداره اطلاعات: جامعه مداحان آذربایجانی که با همین عنوان در قم در طی ده سال گذشته فعالیت میکرد و به مسائلی از قبیل آموزش مداحی و برگزاری مراسمهای مذهبی می نمود در این اواخر با تشکیل جلساتی به بیمه مداحان و شعرای تورک قم اقدام کرده بود و جلسات مستمری برای سامان دادن امور آنها تشکیل میداد. اما اداره اطلاعات قم از وحدت مداحان و شاعران مذهبی تورک قم در مقابل مداحان و شاعران مذهبی فارسی زبان به خشم آمده است و با احضار سه تن از مداحان و شاعران تورک به اداره اطلاعات خواستار انحلال جمعیت آنان شده است. اداره اطلاعات آنان را مجبور کرده است که به جامعه مداحان فارسی زبان بپیوندند.

 

جمهوري اسلامي از سنگ قبرهاي تركان چه مي خواهد

 

نخستين دولت فارس تاريخ اخير ايران، يعني رژيم پهلوي مصمم به ريشه كن كردن زبان و هويت تركي از ايران و فارسسازي مطلق ملت ترك ساكن در اين كشور بويژه در آزربايجان جنوبي از همه جهات زباني، مذهبي، فرهنگي و ... بود. محدوديتها و ممنوعيتهايي كه بر اعلاميه هاي ترحيم، آگهي هاي فوت و سنگ قبرهاي تركي از سوي جمهوري اسلامي ايران اعمال مي شود، نيز در ادامه همان سياست بوده و تماما در ضديت با حقوق بشر، شعائر اسلامي و سنن رايج در تاريخ و گذشته مردمان ساكن در ايران است. در گذشته هيچكدام از دولتهاي ترك و آزربايجاني حاكم بر ايران كوچكترين محدوديني در اينگونه عرصه ها اعمال ننموده اند. حتي در قرن بيستم و تا روي كار آورده شدن دولت استعمار نشانده و كودتائي پهلوي نيز وضعيت به همين منوال بوده است. در اين دوره نه تنها كوچكترين محدوديتي در كاربرد زبان تركي در آگهيهاي فوت و اعلاميه هاي ترحيم و سنگ قبرها موجود نبوده، بلكه زبان تركي به عنوان زباني رسمي و دولتي در اين موارد نيز بكار برده شده است. چنانچه تسليت نامه ى مجلس اول در مرگ مظفرالدين شاه٬ در روزنامه ى رسمى مجلس به دو زبان فارسي و تركي چاپ گرديده است (٥)ּ(در قانون اساسي بعد از انقلاب مشروطيت ١٩٠٦زبان رسمي كشور قـيد نشده بود). اكنون پس از يك صد سال از دوره مشروطيت، در حاليكه اقليتهاي غيرمسلمان ارمني و .... سنگ قبرها و اعلاميه هاي ترحيم خود را به زبان ملي شان ارمني و با خط ارمني با آزادي كامل مي نويسانند، محروم بودن ملل مسلمان ساكن در ايران از نوشتن سنگ قبرها و اعلاميه هاي ترحيم خود به زبان و خطوط ملي شان، معنائي به جز دشمني آشكار جمهوري اسلامي با زبان و فرهنگ و ملل مسلمان ساكن در ايران بويژه تركان و آزربايجانيان ندارد. در دراز مدت، ممنوع كردن آگهي هاي فوت، اعلاميه هاي ترحيم و سنگ قبرهاي تركي از سوي جمهوري اسلامي تلاشي براي نابود كردن هويت تركي در ايران است.

 

با ممنوع كردن سنگ نوشته هاي تركي، يك فرهنگ قتل عام شده از بين برده مي شود. در چنين شرايطي است كه يك آگهي فوت و يا سنگ قبر معمولي تبديل به يادمان و سمبول هويتي حساسي مي شود. به همه حال اجبار به انتشار تسليت نامه ها و اعلاميه هاي ترحيم و سنگ قبرها به زبان فارسي مانند خود رسمي شدن زبان فارسي بدعتي شوم در تاريخ ايران است و تركان ايران و آزربايجانيان مي بايد اعتباري به آنها نكرده بلكه در مقابل اينگونه بدعتهاي ضد انساني شديدا مقاومت ننمايند. تركي نويسي آگهي هاي فوت و اعلاميه هاي ترحيم در كوتاه مدت بخشي از مقاومت مدني در مقابل سياستهاي نژادپرستانه و بويژه نوشتن سنگ قبرها به تركي حركتي بسيار مهم در پاسداري از وطن آزربايجاني و هويت تاريخي تركي آن است. (٦)

 

در زير يكي از موارد تضييق بر سنگ قبرهاي تركي مربوط به شهر كرج آزربايجان عينا آورده مي شود:

 

نخستین سنگ مزاری که در کرج به ترکی حک شد (٧)

 

"هنوز برف می بارید و من با دستان یخ زده ام سنگ قبر وی را از برفها پاک می نمودم. بیگانه نبود مادرم بود. هنوز هم  موهای سفید کوتاهش را به خاطر دارم . مادرم هر شب با رادیوی چوبی کهنۀ گوشۀ اتاق ور میرفت. او گوشش را به رادیو چسبانده و هر شب اخبار رادیو باکو را گوش می کرد. هنوز نمی فهمیدم که چرا! مادرم هر شب به برنامه های ترکی و اخبار باکو گوش می داد. او به سختی جان داد .آن زمان که مرزهای اهریمنی شوروی در هم فرو ریخت و مقابل چشمان خود در تلویزیون مردم دو آلمان جدا شده را می دیدم که دیوار برلین را می شکستند و مرزهای قراردادی را به ذهن تاریخ می سپردند و ملت ها با اراده و شعور ملی خود تاریخ را ورق زدند. تنها من دو کره و دو آزربايجان را دیدم که ماندند و ماندند. با مردنش بسیار دیر بیدار شدم. سالهایی که ملت ما در فراموشی و سرکوب قرار داشتند. مرده ای در مرگش آغازگر راهی شد.

 

من برای سنگ مزار وی هر بار سراغ مسئول حراست گورستان می رفتم و او به محض دیدن من همچون مرده ای از پشت میزش بلند می شد و می گفت : آقا تو هم شدی مشکل قبرستان ما, سنگ قبر مادر شما چه اهمیتی دارد که به ترکی یا فارسی نوشته شود؟ آدم که مرد مرده است و برای مرده اهمیتی ندارد که نوشته های سنگ قبرش به ترکی آزربايجانی باشد . به محض این بحث ها من نیز با درد و رنجی صد چندان به مسئول حراست قبرستان جواب میدادم که اگر نوشتۀ فارسی و یا ترکی اهمیتی برای مرده و شما ندارد چرا اجازۀ حکاکی سنگ قبر به زبان ترکی را نمی دهید . بیش از چهار ماه مزار بدون سنگ رها شده بود . بهار نیز گذشته بود. اما آنچه را می خواستم با اراده و لجاجت تمام بعد از ماهها معطلی به انجام رساندم . و مضامین نوشته های سنگ به ترکی حک شد. اولین نوشتۀ سنگ مزار به زبان ترکی در انتهای حصارک شهر کرج و در قبرستان بهشت سکینه به سال 1377 نوشته شد."

 

سنگ قبرها، سند مالكيت وطن

 

اهميت مزارها تنها به آن نيست كه پارچه اي از  خاك مقدس وطن كه عزيزانمان را به امانت به آن سپرده ايم مي باشند. بلكه مزارها در عين حال دلالت بر قوم و ملتي دارند كه بر يك سرزمين مي زيد، مزارها سند مالكيت يك سرزمين اند كه بر طبيعت نقش شده اند. براي بدست آوردن هويت ملي هر جمعيت و منطقه و شهري و براي تهيه نقشه دموگرافيك و جمعيت شناسي آنها نگاهي به قبرستانهايشان كافي است. قبرستانها به همراه نامهاي نام محلات و كوچه ها و سمتهاو كارونسراها و ديگر ابنيه تاريخي مهمترين اسناد و مدارك بر هويت ملي مناطق اند. از همين رو حفظ قبرستانها و تحويل آنها به نسل بعد از ضروريات ملتي متمدن بودن است و باز از همين روست كه در سرزمينهاي اشغالي نخست اسناد مالكيت كاغذي و سپس سنگ قبرها نابود مي شوند. در ايران نيز با تبديل سنگ قبرهاي تركان و آزربايجان به سنگ قبرهاي فارسي عاري از هر گونه نوشته و نشانه تركي، در پشت پرده پروژه اي دراز مدت از طرف فارسها در حال اجراست. اين پروژه عبارت است از ايجاد هويتي فارسي براي تاريخ ترك و گذشته آزربايجان و بر مبناي آن ادعاي تملك ارضي بر هر دوي آنها در آينده. مشابه اين پروژه توسعه طلبانه براي ادعاي تملك بر اراضي تركان و آزربايجان همزمان از سوي ارمنيان و كردان (در كركوك) نيز در حال اجرا است:

 

١- تخريب مزارهاي تركي در كركوك و ديگر مناطق توركمان نشين عراق توسط كردان: در مناطق توركمان نشين عراق همه


 ميراث تركي در دوائر رسمي و قبرستانها تخريب مي شود. از سال ٢٠٠٣ به بعد پيشمرگه هاي كرد پس از ورود به كركوك در نخستين اقدام ادارات سجل و ثبت اسناد را تخريب و به آتش كشيدند، اين اقدام آگاهانه مقدمه اي براي رد تاريخ و بازنويسي آن بود. متعاقب آن بسياري از سنگ قبرهايي كه داراي نشاني از هويت تركي، سمبل ماه و ستاره و يا نوشته اي به زبان تركي بوده اند توسط كردها تخريب شده اند. امروز در قبرستانهائي كه تا چند سال هر سنگ قبر داراي سمبول آي اولدوز (ماه ستاره) بود، امروز از آنها اثري نيست. اين سمبولها كه اسنادي از تاريخ طولاني بودند توسط پيشمرگه هاي كرد نابود مي شوند تو گوئي كه آنها نيز واقف به اين حقيقت اند كه اينها موزه هاي باز مي باشند. آنها سنگها با سمبل ماه و ستاره و متون تركي را در پايه ساختمانها و يا ديوار باغچه ها كه براي تازه واردين كرد ساخته مي شود به عنوام مصالح ساختماني بكار مي برند. سپس براي اينكه به راحتي بتوانند بر اين شهر بيش از هزار سال ترك، ادعاي مالكيت كنند شروع به نوشتن و نصب سنگ مزارها به زبان كردي كردند. (در پاسخ به اين بازنويسي تاريخ، مجلس مشورتي توركمان، جايزه اي يك ميليون دلاري براي كسي كه يك سنگ مزار به زبان كردي مربوط به پنجاه سال قبل از كركوك بياورد تعيين كرده است).

 

٢: دفن صلیب توسط ارامنه در گورهای خدافرین و قره داغ آزربايجان: بنا به خبر خبرگزاري ميللي شورا، در حال حاضر هیچ ارامنه ای در خدافرین آزربايجان جنوبي زندگی نمی کند. ارامنه مقیم این منطقه در سالهاي گذشته بويژه پس از تاسيس جمهوري اسلامي به میل خود از خدافرین و قره داغ خارج شده اند، بگونه ای که در حال حاضر می توان گفت که هیچ ارمنی ای در مناطق خدافرین و قره داغ زندگی نمی کنند. اما به رغم این موضوع برخی از ارامنه جمهوري ارمنستان با عبور از رود ارس، صلیبهای  کوچکی را در قبرهای رها شده منطقه اعم از مسلمان و غیر مسلمان دفن می کنند. بومیان منطقه معتقدند ارامنه با این اقدام قصد تاریخ سازی و متعاقب آن ادعاي مالكيت ارضي برای خود دارند.  چنانچه یک ارمنی مقیم اصفهان فارسستان، اخيرا مدعی مالکیت اراضی صفر مرزی در ناحیه خدافرین آزربايجان شده است! وي با سفر به منطقه خدافرین مدعی شده که اراضی مجاور پلهای حسرت و همچنین سد خدافرین از قدیم به خانواده وی تعلق داشته است. ادعاهای وی سبب ایجاد واکنش شدید مردم منطقه شده است.

 

انعكاس فارسسازي دولتي در سنگ مزارهاي تركان و آزربايجانيان

مقامات جمهوري اسلامي با اشاره به اين كه امروزه عملا زبان نوشتاري تركان و آزربايجان فارسي است و اينكه نوشته هاي سنگ  قبرهاي بسياري از  تركان و آزربايجانيان نيز به فارسي است، به اين نتيجه مي رسند كه در ميان ترك زبانان ايران و سرزمين آزربايجان چيزي از فرهنگ تركي وجود ندارد، فرهنگ تركي فرهنگي بيگانه براي ترك زبانان و آزربايجان است و زبان فرهنگي و اصلي تركان، فارسي است. آنها ادعا مي كنند در ميان آزربايجانيان و ديگر تركان ايران، سنت انتشار اعلاميه هاي ترحيم و نوشتن سنگ قبرها به زبان تركي وجود ندارد. چنانچه منصور حميدي، مسئول واحد هنرهاي سنتي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي، ادعا نموده است: "آزربايجاني‌ها تنها در حرف زدن است كه از زبان تركي استفاده مي‌كنند، آزربايجاني‌ها بيشتر از زبان فارسي براي نگارش استفاده مي‌كنند. حتي زن و شوهرها براي نوشتن يادداشت براي هم از زبان فارسي استفاده مي‌كنند. زماني برخي از مردم شهر قصد داشتند با انتشار اعلاميه ‌هايي به زبان تركي زبان رسمي اعلاميه‌ ها را عوض كنند. اما اين اتفاق نيفتاد".

 

آنچه كه اين مقامات به عمد از ذكر آن خودداري مي كنند اين است كه فارسي نويسي تركان كلا معلول سياستهاي استعماري دولت ايران در تحميل زبان قوم فارس بر تركان و ريشه كن كردن زبان و فرهنگ تركي از ايران است. اين سياستهاي استعماري متاسفانه آثار تخريبي خود را در همه عرصه هاي اجتماعي از جمله در آگهي هاي فوت، اعلاميه هاي ترحيم و نوشته هاي سنگ قبرها نيز نشان مي دهد. عدم استفاده از زبان ملي تركان و آزربايجانيان در اين موارد، صرفا نتيجه محروم نگاه داشته شدن اين ملت از حق تعليم و تعلم به زبان ملي خود تركي و از طرف ديگر اعمال محدوديتها و تضييقها بر كساني است كه اقدام به استفاده از زبان تركي در اين عرصه ها مي كنند است. به همه حال سنگ مزارها علاوه بر آنكه با گذشت زمان و جنگها مادتا از بين مي روند، با تغيير زبان آنها نيز معنا نابود مي شوند. اين آن اتفاقي است كه در ايران روي مي دهد و در نتيجه آن است كه هر روز كه مي گذرد سنگ مزارهاي تركان كمي بيشتر از گذشته و هويت ملي خلق ترك دورتر مي شوند.

 

آري، سنگ مزارها علاوه بر آنكه نشاني (بلليك) از صاحب مزارند، سندي در باره حوادث اجتماعي نيز مي باشند. با بررسي اين اسناد مي توان در باره برخي از حوادث گذشته و يا حاضر وقوف يافت. چنانچه با بررسي سنگ قبرهاي تركان ايران مي توان به روند شتابان فارس شوندگي تركان (در دوره هاي پهلوي و جمهوري اسلامي) و هويت زدائي و ترك زدائي از صحنه ايران پي برد و آثار گذار از حاكميت تركان به فارسها در ايران را به روشني ديد. عمده ترين اين آثار عدم كاربرد زبان تركي در نوشته هاي سنگ مزارهاست. امروز كسي كه به قبرستانهاي آزربايجان جنوبي و ديگر نقاط ترك نشين ايران مراجعه كند به سختي مي تواند سرنخي بدست آورد كه اين نشان از  تعلق آنها به سرزمين و ملتي ترك باشند. قبرستانهاي ما بيش از خود ما، هال و هواي همسايه مان يعني قوم فارس را پيدا كرده اند. اين وضعيت ناخوشايند، منحصر به عوام الناس كه به همه حال از حق تعليم و تعلم به زبان تركي محروم مانده اند نيست، بلكه سنگ قبر بسياري از بزرگان ترك و آزربايجاني كه در راه اعتلاي حقوق ملي و فرهنگي ملت ترك عمر خود را صرف كرده اند نيز با كمال تعجب و تاسف به زبان فارسي است. مثلا سنگ مزارهاى فريدون ابراهيمى٬ صمد بهرنگى٬ شيخ محمد خيابانى٬ ستارخان مرضيه اوكوئي، رشديه، كلنل پسيان و صفرخان، غلامحسين ساعدي ، .... همه و همه به زبان تحميلي و استعماري قوم همسايه اما برتري طلب فارسي است!!! اين وضعيتي به معني دقيق كلمه شرم آور است.

 

قورقان، بالبال و تيكيلي داش در  ميان تركان باستان

 

قورقان:

كلمه قوروقان كورقان Kurgan veya Korgan korqan, kurqan, kurghanبه معني تپه اي كوچك كه از انباشتن خاك بر سر مزار به وجود آيد، تپه مصنوعي مزار كه از انباشتن خاك و يا سنگ بر روي مزار بوجود مي آيد، بوده و اصلا كلمه اي تركي است. (مانند يورقان، آليشقان، اٶركه ن، يارقان). از زبان تركي به روسي و از آنجا به انگليسي وارد شده است. اين كلمه در زبان تركي به معني قلعه، استحكامات، برج و بارو، شهر، جائي كه محافظت شود، بناي يادبود، آرامگاه و مق