چهارشنبه،
۳۱
خرداد ۱۳۸۵
کسی
از وضع لسانی
خبردار نیستhttp://xeberci.blogfa.com/
از
روز شنبه
هیچگونه
ارتباط با
عباس لسانی ممکن
نیست.قاضی علایی
در دادگاه
انقلاب
اردبیل به
بهانه انتقال
اخبار بیرون
از زندان به
عباس لسانی وی
را ممنوع
الملاقات
کرده
است.علایی روز
سه شنبه با
اعلام این
مطلب به بردار
بزرگ لسانی از
او خواست
همچنین از
اطلاع رسانی
در مورد این
زندانی که ۱۸ روز
از اعتصاب غذایش
می گذرد
خودداری
کنند.بدنبال
اعتراض عسگر
لسانی به
سخنان قاضی وی
نیز ۴ ساعت را در
بازداشت موقت
گذراند.
بر
اساس اخبار
دریافتی از
اردبیل لسانی
حداقل یکبار
در اثر بی
هوشی ناشی از
اعتصاب
غذا به
بیمارستان
منتقل شده است.
افزایش بی
سابقه کشف
جنازه های
مجهول الهویه در
تبریز
بر اساس
گزارشهایی که
از درون
نهادهای
دولتی و
همچنین
اخباری که از
مشاهدات
مردمی در تبریز
منتشر شده است
بعد از قیام
هفته اول
خردادماه،
آمار کشف
جنازه های
مجهول الهویه
بصورت فوق العاده
ای دراین شهر
افزایش یافته
است.
اطلاعات
دردسترس
عبارتند از:
استخر شاه
گلی... دو جنازه ...
آثار دستبند
بر دست یکی از
جنازه ها
مشهود بوده و
جنازه شهید
صبوحی نژاد در
این استخر
یافت شده است.
چهل متری...
یک جنازه
...صورت این
مقتول متلاشی
شده است.
زعفرانیه...یک
جنازه...آثار
دستبند بر
گردن این جنازه
مشهود است.
امره قیز...
یک جنازه... این
جنازه متعلق
به یکی از دو
برادر دو قلو
است.تلاش برای
شناسائی نام
این مقتول
ادامه دارد.
حیدر
اباد... یک
جنازه
همه این
جنازه ها
متعلق به
مردهای جوانی
با سنین مابین
20 تا 25 بوده اند.
بی تردید
جنازه های
متعدد دیگری نیز
وجود دارند که
خبر کشف آنها
به دست ما نرسیده
است.
در 40 متری به
درون خانه ها
گاز اشک آور
پرتاب شده است
طی دو هفته
اخیر دهها
حمله ی
وحشیانه به
خانه های
مناطق
کارگرنشین
شهرک ارم (چهل
متری و حیدر
اباد)تبریز از
سوی نیروهای
امنیتی رژیم
فارس گرای تهران
صورت گرفته
است.
در برخی از
این حمله ها،
ماموران به
درون خانه های
مملو از
انسانهای
بیگناه، گاز
اشک آور پرتاب
شده و سپس با
ماشینهای زره
پوش و یا
موتوسیکلت به
در خانه ها
کوبیده و بعد
از شکستن دربهای
منازل بزور وارد
حریم امن
خانواده ها
شده اند و همه
اعضای ذکور
خانواده و
بعضا دختران و
زنان را نیز
بصورت حیوان
صفتانه ای
ربوده و داخل
کیسه های بزرگ
مشکی با خود
به اماکن
نامعلومی
برده اند.
سکوت شرم
آور نیروهای
چپگرا و
همچنین
نهادهای
مدافع حقوق
بشر سبب شده
تا اهالی
عمدتا قره
داغلی 40 متری،
خود را در
دنیای 7
میلیارد نفری
انسانها، بی
کس و بی پناه
احساس کنند!
درحال
حاضر اگرچه
اوضاع در 40
متری و حیدر
اباد نسبتا
آرام است اما
زخمهای وارد
آمده بر خانواده
های مظلوم
آذربایجانی
به حدی عمیق
است که جز با
کمکهای ملی و
بین المللی
التیام
نخواهد یافت.
دنیا
بداند که جرم
این مردم تنها
در خواست تحصیل
به زبان مادری
است!!!
ضرورت
اعزام
گروههای
حقیقت یاب بین
المللی به
آذربایجان
به خاطر
وسعت و شدت
جنایات اتفاق
افتاده در طی
قیام های ضد
آپارتاید و بی
سابقه ملت
آذربایجان و
عدم افشا شدن
این جنایت
مخوف به دلیل
اختناق فوق
سنگین، ضروری
است تا
گروههای
حقیقت یاب بین
المللی به همه
شهرهای در گیر
در قیام
آذربایجان
سفر کنند.
این امر
خواهد توانست
از عمق رنج و
عذاب دهها خانواده
شهید، دهها
خانواده
مفقود، صدها
خانواده
مجروح و
هزاران
خانواده اسیر
اندکی بکاهد و
جهان آزاد را
از میزان
جنایات
دهشتناک رژیم
آپارتاید در
شهرهای تورک
نشین ایران
آگاه کند.
به امید
پیروزی عدالت
و حقیقت
روزنامه
شرق، تبریز را
در معرض
التهاب قرار داد.
با
گذشت 32 روز از
آغاز بحران در
تبریز (توهین
روزنامه
ایران به مردم
آذری زبان) که
با تظاهرات و
درگیری بین
مردم و
مأموران پلیس
و امنیتی
همراه شد و
خسارات
سنگینی بر جای
گذاشت اکنون
به نظر می
رسد «روزنامه
شرق» میرود
تا به سرنوشت
روزنامه
ایران دچار
شود و تبریز
را آبستن
بحران کند.
روزنامه
شرق در مورخه
چهارشنبه 17
خرداد جاری و
در شماره 777 خود
در صفحه ویژه
انقلاب
مشروطیت
پرداختی به موضوع
«ستارخان
سردار ملی»
دارد که منجر
به کپی و پخش
آن مطالب از
دیروز در سطح
شهر تبریز شده
است و حاکی از
تلاشها برای
شکلدهی
بحران دوم در
استانهای
آذربایجان
است. بر اساس
این گزارش در
مقاله
«ستارخان
سرادر ملی» به
قلم احسان
رشیدی،
ستارخان به
عنوان مردی
عامی و کاملا
بیسواد و در
عین حال راهزن
معرفی شده
است.
در
محافل عمومی
سطح شهر تبریز
از جمله
اتوبوس و
تاکسی صحبت از
روزنامه شرق و
مقاله آن میشود
و عدهای از
کیوسکهای
مطبوعاتی
تبریز نیز از
فرصت استفاده
کرده و با کپی
کردن آن با
هزینههای
گزاف به صورت
مخفیانه به
مردم میفروشند.
عوامل فرصتطلب
با پخش این
مقاله در
مناطق حاشیهنشین
تبریز مردم را
به اعتراض و
راهپیمایی دعوت
می کنند.
قابل
ذکر است که
هفتهنامه
«همت» به صاحب
امتیازی
«مؤسسه حفظ و
بسط ارزشهای
دفاع مقدس» و
به مدیر
مسئولی حسن
سماواتی در
مشهد منتشر و
در سراسر
ایران پخش میشود.
این نشریه به
طیف فکری
مصباح یزدی
تعلق دارد و
در صدد است که
به عنوان
ارگان
تبلیغاتی اصولگرایان
در انتخابات
آتی مجلس
خبرگان در مقابل
طیف رفسنجانی
و خاتمی و
کروبی عمل
کند. لازم به
ذکر است با
توجه به اینکه
آذربایجان در
آستانه
برگزاری مراسم
قلعه بابک و
بزرگداشت
چهلم شهدا
قیام علیه شوونیسم
قرار دارد
گروههای
مخلتف سیاسی
حاکم که قصد
اعطای خواستههای
ملت
آذربایجان را
ندارند با
متهم کردن یکدیگر
در این مساله
میخواهند با
متهم کردن
یکدیگر و پاک
کردن صورت مسأله
به نفع خود
بهرهبرداری
سیاسی نمایند.
اسامی
چند زندانی
سیاسی در
اردبیل
آذربایجان
میللی قیامی
عرفه سینده اردبیل
شهرینده
توتولانلار و
هله ده فاشیست رژیمی
زندانلاریندا
فاجیعه لی بیر
دوروم
یاشاماقدا
اولان بیر
نئچه
آذربایجان ایگید
اوغوللارینین
25 نفرینین
آدلاری:
1-
عباس لیسانی
2-
ودود اسدی
3-
بهروز
علیزاده
4-
علیرضا یوسفی
5-
جلال تقوی
6-
رامین دیناد
7-
قاسم قریبی
8-
مصطفی نظر
کرده
9-
مهدی محمد پور
10-
سلیمان محمدی
11-
میکائیل سلیم
زاده
12-
اکبر خوب
13-
رسول بهبودی
14-پرویز
آقازاده
15-
شهرام قوجا
بیلی
16-
رضا تدین
17-
فردین عبادی
18-
آقای
کشاورز(دانشجوی
حقوق)
19-
رحیم رضایی
20-
قدیر آذر دخت
21-
جعفر سبحانی
22-
حسن الماسی
23-....
24-....
25-....
بیرسیرا
آذربایجان
فعاللارینین
دا هله لیک طالعینده
ن خبر الده
دئییل
.ایچریده
کیلرین عائیله
لری آغیر
بیردوروم
کئچیریر لر.
بوراخیلانلارین
دئدیگینه
گوره
زندانلاردا
دهشتلی
ایشکنجه لر
سورمکده دیر
.بونلار بوایشکنجه
لره معروض
قالاراق روحی
و جسمی
خسته لیک لرله
اوز اوزه دیر
لر .بعضی
لرینین
بدنلرینده
ایشکنجه اثر
لرین
آیدینجاسینا
گورمک اولور.
زندانیلریمیزین
چوخو یئمک
اعتیصابی
کئچیریر لر .
بوتون
اینسان سئور
قوروملار و
شخصلرده ن رجا
اولونور بو
اینسانلارین
طالئعی له
ماراقلاناراق
اللریند ن
گلنی اسیرگه
مه سینلر .
یاشاسین
آذربایجان
بسم
الله الرحمن
الرحيم
بيانيه
جمعي
ازنويسندگان؛
هنرمندان و
فعالين فرهنگي
آذربايجان
پيرامون
حوادث اخير در
مناطق تورک نشين
و تورک زبان
ايران .
چاپ
کاريکاتور
موهن در
روزنامه رسمي
دولت جمهوري
اسلامي ايران
؛ ريشه در يک
حرکت مزورانه
تاريخي و حتي
اساطيري نسبت
به ملت تورک
از طرف
نژادپرستان
دارد .اين
حرکت يکصد سال
است که به شکل
سازماندهي
شده از طرف
باستان
گرايان آريايي
با تحريف هاي
تاريخي ،
تحقيرهاو
استهزاهاي عمدي
فرهنگي و
سياسي اعمال
ميگردد و مي
رود تا يک
مبارزه علني
عليه اين ملت
شکل بگيرد.
برآيند اين
حرکت هاي نژاد
پرستانه منجر
به فرآيند اعتراض
آميز شد که
اول خردادماه
يکهزارو سيصدو
هشتادو پنج در
مناطق تورک
نشين ايران به
وقوع پيوست .
تحت
الشعاع
قراردادن اين
فرايند ملي با
حربه هاي
تکراري تهديد
« وحدت ملي » ، به
«خطرافتادن تماميت
ارضي» ويا
«دخالت عوامل
خارجي» ، فقط
گريز از يک
واقعيت
تاريخي است و
تمسک به
عمليات هاي
پليسي و
امنيتي در حکم
کورکردن
مقطعي اين
اعتراض به حق
تاريخي است
وبه يقين که
نخواهد
توانست روش
منطقي و واقع
بينانه به
حساب آيد .
راهکارهاي
زير مي تواند
سيري عقلاني و
منطقي را پيش
روي دولت
جمهوري
اسلامي و
فعالين فرهنگي
– سياسي
آذربايجان
بگشايد:
1)
دولت جمهوري
اسلامي با باز
نگري در
اقدامات کور
پليسي بايد با
بررسي و
تحليل مسائل
اخير ، تغييري
بنيادين در
سياستهاي خود
در قبال ملت
هاي محق حيات
در سرزمين ايران
به عمل آورده
و آزاديهاي
مشروع و حقوق انساني
و اجتماعي
آنها را مورد
دقت و ارزيابي
مجدد قراردهد.
2)
متاسفانه هيچ
يک از مسئولين
نظام حاضر
نشدند ( به
ويژه رياست
جمهوري ) به
طور رسمي از
تورک زبانان
ايران عذرخواهي
نمايند .ما
ضمن محکوم
نمودن اين نوع
اعمال غير
مدبرانه ،
خواهان اجراي
عملي قوانين
مربوط به
مسايل مربوط
به هويت تورک
زبانان ايران در
چهارچوب اصول
قانون اساسي
بوده و انزجار
خودرا از طرح
شعارهاي
تکراري و مردم
فريب دفاع از
حقوق مدني
شهروندان
تورک زبان در
ايران اعلام
مي داريم .
3)
مسئولين
امنيتي و
اجرايي چه در
سطح کشوري و چه
در سطح استاني
به جاي تفکر و
تامل در اصول
فراموش شده
قانون اساسي و
ريشه يابي
دقيق حوادث اخير
اين مرزوبوم
که ريشه در
خواستهاي
سرکوب شده
ساليان دراز
دارد ، اقدام
به مقابله
پليسي در جهت
کور کردن
فرايند هويت
طلبي
نمودند.اماحق
مطلب اين است
که اين نوع
برخوردهاي
شديد بايستي
با مسببان
اصلي اين چنين
توهين عظيمي
به عمل مي آمد
زيرا آنان به
ملتي که با
نثار جان و
مال و قرباني
نمودن
عزيزترين و
يگانه ترين
فرزندان خويش
هميشه تاريخ
ضامن بقاي
ايران بوده است
، توهين
تاريخي و
فراموش نشدني
روا داشته اند.
4)ما
نويسندگان و
صاحبان قلم و
هنرمندان
آذربايجان که
به منزله قطره
اي ناچيز از
درياي اين ملت
هستيم در دفاع
از آزادي و
حقوق شهروندي
و براساس
قوانين مدني
دين مبين اسلام
خواستار
برخورد
اسلامي و
انساني با
زندانيان و
بازداشت
شدگان حوادث
اخير
آذربايجان هستيم
که حداقل چنين
حقوقي
برخورداري
اين افراد
ازحق داشتن
وکيل مدافع
ميباشد .
5) در
کشوري که ملت
هاي مختلف با
عقايد،
فرهنگهاو زبانهاي
متفاوت و ريشه
هاي مدني
متنوع زندگي
مي کنند ،به
کار بردن
سياست « اتحاد
ملي» به جاي « ائتلاف
ملي » به زير پا
نهادن آشکار
عدالت در جامعه
است . تعريف
قرآني « عدالت »
، قرار گرفتن
همه چيز در
جاي خود است،
کتاب آسماني
ما مسلمانان بارها
به « امت
اسلامي » که همان
«ائتلاف
ملتها»ست
اشاره
ميفرمايد و
هرگز از عبارت
« ملت اسلامي»
ياد نمي نمايد
لذا به نظر
ميرسد به کار
بردن عبارت
ائتلاف ديني
وائتلاف ملي
شايسته
حاکميت عدالت
محور و مبتني
بر رعايت حقوق
همه شهروندان
است .
6)
منطق تاريخي و
سير جاري در
حاکميت سياسي
ايران با
تجزيه اين خطه
که تفکري
آرماني است
منافات دارد
.چرا که هر
گونه حرکت
تجزيه طلبانه
مانع به دست
آوردن حقوق
مسلم و مدني
شهروندان
تورک زبان(
ترک زبان)
خواهد شد ،
لذا ما ضمن
محکوم نمودن
اين قبيل حرکت
ها چه از طرف
فعالين خارج و
چه از طرف
فعالين داخل
کشور ، سياست
هاي مزبور را
ناشي از ضعف
تحليل اين
افراداز
اوضاع سياسي
منطقه و
گذشته درخشان
تاريخي آن
،تلقي نموده و
آنها را براي
حرکت مدني به
سوي احقاق حق
حاکميت تورک
زبان در کشور
ايران دعوت مي
نماييم
.مامعتقديم
ايران متعلق
به يک قوم و
زبان خاص
نيست و در اين
مجموعه کثير
المله حق تقدم
با آنهايي
ميباشد که از
قدمت و سابقه
تمدني
بالاتري
برخوردارند
وتاريخ نيز
گواه صادقي بر
اين مدعاست ،
زيرا قبل از
ورود اقوام
مجعول آريايي
به اين
سرزمين
تمدني درخشان
و متعالي در
اين خطه وجود
داشته است .براين
اساس ميتوان
گفت آنهايي
بايد به فکر
تجزيه ايران
باشند که هم
در اقليت
هستند و هم از
لحاظ تمدني در
مراتب پايين
تري قرار
داشته و نوعي
حقارت تاريخي
احساس ميکنند
.
7)
حميت وغيرت
ملي تشکل هاي
خارج از کشور
که در دفاع از
دفاع از حقوق
ملي تورک
زبانان
فعاليت مي
کنند قابل
ستايش و تمجيد
است .اما برخي حرکتهاي
غيرعقلاني و
افراطي آنها
در جهت ايجاددودستگي
در مسير حرکت
هويت طلبانه
ملت آذربايجان
جاي نقد و
بررسي دارد
.ما ضمن
احترام به اين
تشکل هاو
اقدامات
هويت طلبانه
آنها از جمله
شبکه gunaz tv ،که در
نشر آگاهي و
شناخت نسبت به
حقوق ملي شهروندان
تلاشهاي
نسبتاً قابل
تحسيني انجام
ميدهند با
دعوت آنها
براي ايجاد
هياهوي مقطعي
در بين مردم
که نتيجه اي غيراز
پايمال شدن
خواستهاي بر
حق ملت
آذربايجان
ندارد ، مخالف
هستيم چرا که
معتقديم تورک
زبانان ايران
براي دست يابي
به حقوق مدني
و شهروندي خود
نيازمند
حرکتهاي مدني
، عقلاني
،علمي و
فرهنگي هستند
نه هيجانهاي
زود گذر که با
اقدامات شديد
پليسي و
امنيتي در هم
کوبيده
ميشوند .
8) در
خاتمه ضمن
محکوم نمودن
هر گونه
اقدامات پليسي
در حرکت
خودجوش و
سمبليک مردم
در مراسم قلعه
بابک در کليبر
، از مقامات
بلندپايه
کشور و استان
مي خواهيم از
هر گونه که
باعث جريحه
دار شدن بيش
از پيش احساسات
مردم گردد
خودداري
نموده و با
سعه صدر و برخوردي
اسلامي و
انساني به
حقوق شهروندي
مردم احترام
بگذارند.
بديهي است
مردم فهيم
وغيرتمند
آذربايجان
حرکت هويت
طلبانه و
نمادين خويش
را که
بارفرهنگي
دارد به حرکتي
غوغاسالارانه
و هياهو
طلبانه سوق
نخواهد داد .
زيراملاک اين
مردم در همه
زمانها کتاب
الهي ما مسلمانان
ميباشدآنجا
که ميفرمايد :
و
الذين امنوا و
عملواالصالحات
وامنوا بما نزل
علي محمدو
هوالحق من
ربهم کفر عنهم
سياتهم و اصلح
بالهم
سوره
محمد(ص) ،آيه
دوم
( و
آنانيکه ايمان
آوردند و
اعمال
شايسته
انجام دادند و
به قرآني که
بر محمد(ص)
نازل شده است
که البته بر
حق واز جانب
خدابود ايمان
آوردند و
خدااز گناهانشان
در گذشت و امر
دين و
دنيايشان
اصلاح فرمود ) .
پاينده
باد تمدن کهن
ترکان در اين
سرزمين
بهار
1385 از
طرف جمعي از
نويسنگان و
هنرمندان
آذربايجان
روشنفکران
نارس تهران
در
حاشیه مقاله ٱقای
منصور کوشان
سید حیدر
بیات
داریوش
شایگان برای
من چیزی در
رده هیمن روشنفکران
تهران است با
ته مایهای از
تفلسف دوره
پهلوی که
امروز
نگارنده بیهیچ
شکی معتقد است
که این حضرات
در آن دوره قصد
داشتند به
فلسفه
شکوهمند اسلامی
بخصوص فلسفه
متعالیه (که
مدیون افکار و
اندیشه ها و
حمایت های تورکان
قیزیلباش و مراد
آنان شیخ صفی,
شیخ صدرالدین
و شاه اسماعیل
است) رنگ
پارسی بدهند
تا باباکوروش
عزیز هر چه
راحت بغنود که
دزدان
بیدارند!
اما او در
مصاحبه
درازدامن خود
با رامین
جهانبگلو
طعنهای به
روشنفکران
تهران زده است
که نمود عینی
سخن ایشان در
مقاله آقای
منصور کوشان با
عنوان «وقتی
که سوسک سخن
میگوید» دیده
می شود. قضا را در همان
زمان نقدی بر
مصاحبه
شایگان به قلم
رضابراهنی در
نشریه تکاپو
که صاحب
امتیاز آن
همین آقای
کوشان بود به
چاپ رسید.
باری مضمون
سخن آقای
شایگان این
بود که
روشنفکر ایرانی
از اینجا
مانده و از
آنجا رانده
است، نه سنت
شرقی خود را
نیک میشناسد
و نه تجربه
غرب را فهمیده
است. به راستی اگر
امثال منصور
کوشان را نماد
روشنفکری تهران
بدانیم باید
به شایگان
احسنت بگوئیم
که به خال وسط
زده است.
پارههایی
از سخنان آقای
کوشان نشان
عدم آگاهی ایشان
بر تاریخ است
و پارههای
دیگر وارونه
جلوه دادن
حقایق که اولی
از عدم جامعیت
در موضوع مورد
بحث و البته
هر دو
از عدم یک روح
آزاد اندیش و
دمکرات در
ایشان حکایت
میکند چرا که
یک روح آزاد
اندیش به
موضوعی که
احاطه بر آن
ندارد به
عنوان صاحب
نظر نمیپردازد
و اگر پرداخت
کاستیهای خود
را بر مخاطب
گوشزد میکند
و نیز یک
روشنفکر هر گز
واقعیت را
وارونه جلوه
نمیدهد.
نگارنده
پارههایی از
سخنان آقای
کوشان را
آورده و به
مقدار وسع خود
پاسخ میدهم.
ایشان مینویسد:
قرنها
سلطهی خلفای
اسلامی بر ملت
ایران، کسانی
که ایرانی یا
زبان فارسی را
“عجم” میخواندند،
استفادهی از
زبان مادری
را ممنوع
اعلام کرده
بودند. همچنان
که هیچ کس
نتوانست جلو
نوشتن شهریار
را بگیرد
و اجازه ندهد
آثاری را بهزبان
آذری بنویسد و
منتشر کند،
هیچکس نتوانست
جلو
فارسی
نوشتن فردوسی
را بگیرد.
پاسخ: این
ادعا کاملا
نشان از عدم
آگاهی ایشان
از تاریخ
شعوبیه میباشد.
در واقع بعد
از بنیامیه
که بساط
سلطنتشان در
همان دو قرن
اول هجری چیده
شد ارج دادن
به زبان فارسی
جزء اولویتهای
خلافت عباسی
قرار گرفت چرا
که بنیعباس میخواستند
با گسترش زبان
فارسی و تحدید
زبان عربی در
ایران مانع
ارتباط رقبای
عرب قدرت طلب
خود در ایران
باشند و اساسا
بحث شعوبیه
بازی نیز از
همین جا آغاز
میشود. مرحوم
مطهری که
احاطه کم
نظیری به
تاریخ دوران
خلافت اسلامی
داشت مینویسد:
«چنان که مکرر
گفتهایم اگر
کوشش عباسیان
که سیاست ضد
عرب داشتند
نبود زبان
فارسی امروز
که بازبانهای
قبل از اسلام متفاوت
است پدید نمیآمد.
خلفای عباسی
بهترین مشوق
این زبان
بودند آنها
مایل
نبودندکه
زبان عربی در
میان توده ایرانی
رایج گردد بنیعباس
شعوبیان را که
ضد عرب بودند
و در مطاعن و
مثالب عرب
کتاب مینوشتند
تایید و تقویت
میکردند
«علان شعوبی»
کتاب «بدیهای
عرب و صفات نکوهیده»
آنان را نوشت
در حالی که
کارمند رسمی هارون
و مامون بود و
در «بیت
الحکمه» برای
آنها کتاب
استنساخ میکرد
و مزد میگرفت.
همچنین سهل بن
هارون شعوبی
که شدیدا ضد عرب
بود و علیه
عرب کتاب مینوشت
مدیر «بیت
الحکمه»
هارونی و
مامونی بود مامون
اول حاکمی است
که شاعری
پارسی گوی را
فوق العاده
تشویق کرده
است » (خدمات
متقابل اسلام ایرانٰ
ص 674 چاپ دهم 1359)
مقایسه
تورکی سرایی
شهریار با
فارسی سرایی فردوسی
قیاس مع
الفارقی است
که ایشان
انجام دادهاند
چرا که فردوسی
در قبال سرودن
شاهنامه مزد میگرفت
اگر چه آن مزد
نقره به جای
طلا باشد اما
آنگونه که در
کتاب در خلوت
شهریار آمده
است مقامات
دولتی تبریز
زمان پهلوی
شهریار را به
جهت اینکه
حیدربابا را
سروده است
خائن به تبریز
معرفی میکردند
و شهریار به
جای قدر دیدن
و بر صدر
نشستن
به جهت سرودن
این منظومه
جهانشمول
تنها میتوانست
از تمام شهرت
و محبوبیت خود
برای اخذ مجوز
چاپ
حیدربابایه
سلام استفاده
کند و البته
معمولا این
اجازه نیز صادر
نمی شد. ( رک: در
خلوت شهریار،
بیوک نیکاندیش)
ایشان علت
پارسی سرائی
پارسی گویان
تورک را به
زعم خود چنین
میانگارد:
بههر دلیلی – دستکم