|
|
|


«ضربالمثلها
جملات كوتاهي
هستند كه از
تجربهاي
طولاني تولد
يافتهاند.»
«سر
وانتس»
مقدمه:
به يقين
ميتوان گفت
كه بشر تنها
زماني پا به
عرصه بشري نهاد
كه توانست
مرزهاي غريزه
را درنوردد و
پديدههايي
بيافريند كه
پيش از آن در
طبيعت موجود
نبود. اين
آفريدههاي
بشري نه تنها
پديدههاي
مادي، بلكه
حوزههاي
غيرمادي را
نيز شامل ميشود.
انسان زبان را
آفريد و براي
توجيه هستي خود
و پيرامونش به
اسطورهپردازي
و فلسفه
پرداخت،
ابزارهاي
توليد را به
وجود آورد، به
ساخت
مصنوعاتي نائل
شد كه زندگي
مادياش را
مرفهتر سازد
و... . آفريدههاي
بشري به هر
حوزهاي كه
مربوط باشد
(مادي يا
غيرمادي) در
ذات خود ارزشمند
است چرا كه
سند وجود
كساني است كه
از طبيعت
فراتر رفتهاند
و به آفرينش
چيزي نايل شدهاند
كه قبل از آن
موجود نبود.
ابراز
ناراحتي آن
دانشمندي كه
در قبال محو
بعضي از
زبانها در يكي
از روزنامهها
منتشر گشت از
همين زاويه
ديده بود كه
ميگفت با مرگ
يك زبان نوع
خاصي از
احوالپرسي و نوع
به خصوصي از
روابط بين
انسانها و
بخشي از دستاورد
بشريت نيز محو
ميشود (به
نقل از
روزنامه
همشهري ـ نقل
به مضمون)
شايد
بتوان گفت كه
دستاوردهاي
نوع بشر در
تمام زمينههايش
فرهنگ او را
تشكيل ميدهد.
اين فرهنگ و
سنتهاي بشري
در انتقال از
نسلي به نسل
بعد تحت تأثير
عواملي متعدد
تغييرات
مختلفي مييابد
كه به آنها
خصلتي پويا ميبخشد.
چون انتقال و
پويايي بخش
اعظم اين حوزه
از دستاورد
بشري بدون
تكيه بر
روشهاي
كلاسيك و مكتوب
(دست كم تا
زمان معاصر)
بوده و در بطن
جامعه و به
صورتي سيال و
زنده صورت ميگيرد،
اطلاق «سنتهاي
شفاهي» به اين
حوزه از دستاورد
بشري چندان هم
نامأنوس نمينمايد.
«سنتهاي مادي»
يكي از سنتهاي
شفاهي را تشكيل
ميدهند، در
مطالعه و
بررسي اين
حوزه (سنتهاي
مادي) مسكن و
بناها، هنر و
صنعت، پوشاك،
خوراكيها و
نوشيدنيها و
نيز مواد
داروئي تحت
مطالعه در ميآيند.
«سنتهاي
رفتاري» شاخه
ديگر از
رودخانه عظيم
«سنن شفاهي» را
پديد ميآورد.
در اين شاخه
شعائر و
تشريفات،
آداب و رسوم،
جشنهاو
اعياد، رقصها،
درام و تئاتر،
بازيهاي
عاميانه و
زبان حركتي
مورد مطالعه و
بررسي در ميآيند.
«سنتهاي
گفتاري» زمينة
ديگري از حوزة
عظيم «سنن
شفاهي» را
تشكيل ميدهد
(رجوع شود به:
طيب عثمان، 1371)
كه در ادامه،
اين بخش را
«ادبيات
شفاهي» خواهيم
ناميد.
ادبيات
شفاهي هر ملتي
عناصر سرشاري
هستند كه
خاطرات،
آرزوها، جهانبيني،
حس زيباييشناسي،
هنر، دانش و...
آن ملت را به
نمايش درميآورند.
ادبيات شفاهي
آذربايجان
نيز همچون ساير
ملتها
گنجينة بينظيري
از آفرينندگي
مردم
آذربايجان ميباشد.
ادبيات
شفاهي در ميان
اقوام ترك به
دليل نوع
معيشت آنها در
مقايسه با
ادبيات مكتوب
بالندگي
افزونتري
يافته و از
معظمترين و
گستردهترين
گنجينههاي
ادبي محسوب ميشوند
كه بيشك
انواع ادبي
آذربايجان
نيز از اين
امتياز بيبهره
نميباشد.
انواع ادبيات
شفاهي
آذربايجان
تشكيل شده است
از:
امك
نغمهلري
(اشعار حوزه
معيشتي)،
مراسيم نغمهلري
(اشعار مربوط
به مراسم و
تشريفات)،
آتالار سؤزو و
مثللر (ضربالمثلها)،
تاپماجالار
(چيستانها)،
اسطوره،
افسانه،
ناغيللار
(داستانها)،
لطيفهها،
باياتي (نوعي
شعر دو بيتي)،
لايلالار (لالاييها).
اوخشامالار،
عزيزلهمه،
ياهاتماجلار،
سانامالار،
دوزگولر،
آجيتمالار،
چاشديرمالار،
و... (كه اين هشت
فقره اخير تحت
عنوان
فولكلور
كودكان
شناخته ميشوند)
دستانها،
شعرهاي
عاشقي،
آندلار (سوگندها)،
ايناملار
(باورها)،
آلقيشلار
(تحسينها)،
قارغيشلار
(نفرينها)،
افسون، فال،
دعا و... .
آتالار سؤزو
و مثللر (ضربالمثلها)
ماكسيم
گوركي مينويسد
كه: سادگي سخن
بزرگترين
دانشهاست.
ضربالمثلها
نيز سخناني
همواره
كوتاه، ولي
سرشار از حكمت
و احساس هستند
كه تحليل و
تبيين آنها به
چندين كتاب
نياز دارد (به
نقل از:
افنديف 1992، ص 209).
ضربالمثلها
سخناني حكمتآميزند
كه مفاهيمي به
بزرگي كوه در
درون خود جاي
دادهاند كه
صيقل حاصل از
گذشت زمان
آنها را همچون
جواهري ظريف
به زمان معاصر
آورده است. در
اينجا با
كمترين كلمات
بزرگترين
مفاهيم منتقل
ميشوند. «ضربالمثل
در زبانهاي
فرانسه و
انگليسي «ثمره
تجربه»، در
زبان روسي
«سخنان عبرتآميز»،
«سخنان بالدار»
و «سخن طلايي»
خوانده ميشوند.»
(هيئت، 1367 ص 138). نوع
نگرش هر ملتي
نسبت به مسائل
اجتماعي و
معيشتي و نيز
راههاي
برخورد با اين
مسائل را ميتوان
در ميان كلمات
ضربالمثلهاي
آن ملت جستجو
كرد و يافت.
در ضربالمثلها
تقريباﱠ به
تمام موضوعات
انساني
پرداخته ميشود.
اعتقادات،
اعتراضات،
مبارزات، كار
و فعاليت،
افكار و
انديشهها،
تجارب، جهانبيني،
اقتصاد،
ويژگيهاي
انساني،
خانواده، روش
زيست، اميد و
آرزوها،
راستي و
صداقت، مردانگي،
جسارت، غرور،
باورهاي كهن،
وطنپرستي،
دوستي و
برادري،
قهرمانيها،
اخلاق و
تربيت،
فعاليتهاي
روزانه و... همگي
مسائلي هستند
كه نياكان ما
آنها را در
قالب ضربالمثلها
به ما منتقل
كردهاند. «در
ضربالمثلها
ناداني،
خيانت،
دورويي و
ترسويي
نكوهيده شده و
صفات زيبايي
همچون علم،
محبت نسبت به
مادر، دوستي،
باشعور بودن و
انسان دوستي
تبليغ ميشوند»
(افنديف 1992، ص 118)،
آنها علاوه بر
اين كه سرشار
از مفاهيم
هستند وقتي كه
عموماﱠ در
قالب نظم بيان
ميشوند
ويژگيهاي
ادبي منحصر به
فردي را هم از
خود بروز ميدهند.
بدين ترتيب
علاوه بر
ويژگي
عالمانه بودن،
اينها سند
اثبات كننده
هنرمندي
نياكان نيز
محسوب ميشوند.
همچنان
كه عنوان شد
در ضربالمثلها
به طيف گستردهاي
از مسائل
پرداخته شده
است. بدين
ترتيب با به
كارگيري
متدهاي علمي
نوين و تكنيكهاي
جديد ميتوان
شناخت دقيقتري
در مورد نحوه
نگرش گذشتگان
به موضوعات متفاوت
به دست آورد.
طبيعي است،
چندان انتظار
نداريم كه
درصد بزرگي از
حجم ضربالمثلها
در كنار تمام
موضوعات
عنوان شده در
فوق به موضوع
مزبور
پرداخته باشد.
ولي با در نظر
گرفتن حجم
بزرگ ضربالمثلها
انتظار ميرود
كه رقم مطلق
تعداد ضربالمثلهاي
مورد نظر به
اندازهاي
بزرگ باشد كه
بتوان با تحليل
دقيق آنها در
مورد نحوة
نگرش گذشتگان
به اين موضوع
به نتيجهگيريهاي
نسبتاﱠ دقيق
و قابل اتكاء
دست يافت. در
اينجا نحوه
نگرش به جنس
زن با عنوانهاي
مادر، همسر،
دختر و عروس
در ضربالمثلهاي
آذربايجاني
را بررسي ميكنيم.
روش
تحليل
روش
تحليل به اين
ترتيب بوده
است كه ابتدا
از كتب در
دسترس (3 كتاب
آخر بخش منابع
و مأخذ) ضربالمثلهايي
را كه در مورد
زنان (با
عنوانهاي
مادر، همسر،
دختر و عروس)
آورده شده
بودند و در
آنها به نوعي
قضاوت و ارزشگذاري
نسبت به اين
جنس وجود داشت
ـ بدون انجام
نمونهگيري و
به صورت تمام
شماري ـ
انتخاب شدند.
مجموع ضربالمثلهاي
استخراج شده
به 56 مورد رسيد.
ضربالمثلها
هر كدام به
تنهايي از دو
نظر مورد
ارزيابي قرار
گرفتند. اول،
افعال به كار
رفته در آنها بود
كه مطابق
قاعده بيان
شده از طرف
رفيعپور «فعلهاي
زمان حال نمره
3، افعال كمكي
نمره 2 و افعالي
كه رابطه فرضي
بين موضوع و
مفهوم
عاميانه برقرار
ميكنند نمره
1» (رفيعپور 1370،
ص 155) دريافت
كردند. در ضمن
نمره افعال
مثبت با علامت
(+) و افعال منفي
با علامت (-)
تعيين شد.
از طرف
ديگر در هر يك
از ضربالمثلها
موضوع مورد
ارزشيابي (زن)
با يك مفهومي
ارزشگذاري
شده است كه بر
اساس نسبتهاي
شديد، متوسط و
ضعيف، نمرات
3، 2 و 1 به آنها
تعلق گرفت كه
در صورت منفي
بودن مفهوم
ابراز شده
علامت اين نمرات
نيز منفي در
نظر گرفته
شدند. براي
مثال در مورد
ضربالمثل
شماره 24 از
جدول كلي (جيس
ماديان
بالاسين
دؤشونده
ساخلار ـ ماديان
اصيل فرزندش
را بر وي سينه
پرورش ميدهد)
فعل مثبت آن
با علامت مثبت
در نظر گرفته
ميشود ولي
چون براي اين
فعل رابطهاي
فرضي گرفته
شده است نمره
فعل ضربالمثل
اخير 1+ در نظر
گرفته شد و
«نگهداري بر
روي سينه» به
عنوان مفهوم
ارزشي به كار
رفته نمره 3+ گرفت.
همچنين
در سه مورد،
ضربالمثلها
دو محتوايي
تشخيص داده
شدند (ضربالمثلهاي
شماره 22، 49و 51 در
جدول كلي) كه
محتواها از هم
جدا شده و
نمره
ارزشيابي
آنها به صورت
يك محتوايي
استخراج شد.
براي
شاخصسازي و
قضاوت نهايي
در مورد اين
كه زنان بر اساس
ضربالمثلهاي
آذربايجان
چگونه موردِ
داوري قرار
گرفتهاند و
چه گرايشي
نسبت به آنان
وجود دارد از
فرمول زير
استفاده شد
(رفيعپور، 1370 ص
156):
يك سوم
برابرِ مجموع
نمراتِ
حاصلضرب نمره
فعل در نمره
مفهوم
عاميانه،
تقسيم بر
تعداد جملات.
شاخص به دست
آمده عددي بين
3+ و 3- خواهد بود (3+ 2+
1+ 0 1-
2- 3-) كه
علامتِ شاخص،
نشان دهنده
جهتِ ارزش گذاري
و نمره آن
نشان دهنده
شدتِ ارزش
گذاري خواهد
بود.
بررسي و
نتيجهگيري
همانگونه
كه در قسمتهاي
قبل مطرح شد،
با تحليلِ
محتواي
ارزشيابي ضربالمثلهاي
آذربايجان در
رابطه با جنس
زن (به عنوان
يك روش تحليل
كمي) در پي آن
هستيم تا جهت
و شدت
ارزشيابي
نسبت به موضوع
عنوان شده را
به تحقيق
بنشينيم. براي
اين منظور با
توجه به جدول
شماره 1 (ضربالمثلهاي
موجود نسبت به
جنس زن به
طوركلي) جمع
جبري حاصلضرب
نمره فعل و
نمره مفهوم
عاميانه هر ضربالمثل
را محاسبه
كرده طبق
فرمول مطرح شده
شاخص مربوط به
آن را به طريق
زير به دست
آورده شد:
24/0+ = (59 ÷ 42+) 3/1 = شاخص
ارزشيابي
نسبت به زن
پس
ملاحظه ميشود
كه در ضربالمثلهاي
آذربايجان،
روي هم رفته
نگرش مثبت
نسبت به زن
وجود دارد، هر
چند كه اين
نگرش مثبت
داراي شدت
ضعيفي است.
به
منظور نتيجهگيري
واقعبينانهتر،
به هنگام
تنظيم و نمرهگذاري
ضربالمثلها
توجه به اين
موضوع معطوف
شد كه جنس زن
در ضربالمثلهاي
آذربايجان با
چندين نقش
مختلف مورد
ارزشيابي
قرار گرفته
است. در اينجا
زنان تحت
عنوان مادر،
همسر، دختر و
عروس مورد
قضاوت بودهاند.
براي اين كه
قضاوت در مورد
نوع نگرش ضربالمثلها
به زنان به
طور دقيقتري
صورت گرفته
باشد؛ ضربالمثلهاي
مربوط به زن
به عنوان مادر
به طور
جداگانهاي
در جدول شماره
2 تنظيم شده و
نمرات
ارزشيابي ضربالمثلها
محاسبه شد و
شاخص به دست
آمده براي زن
به عنوان مادر
به اين ترتيب
به دست آمد:
135+ = مجموع
جبري نمره
حاصلضرب(ها)
45/2+ = (22 ÷ 135+) 3/1 = شاخص
ارزشيابي
نسبت به زن (به
عنوان مادر)
پس
ملاحظه ميشود
كه در ضربالمثلهاي
آذربايجان
نسبت به زن به
عنوان «مادر»
ارزشيابي
مثبت با 93- = (135+) – 42+ =
مجموع جبري
نمره حاصلضربها
شدت
بسيار قوي
مطرح شده است.
و براي
زن به جز در
نقش مادر ميتوان
ارزشيابي
نسبت به زن به
عنوان همسر،
دختر و عروس
را به روش زير
محاسبه كرد:
84/0- = (37 ÷ 93-) 3/1 =
شاخص
ارزشيابي
نسبت به زن به
عنوان همسر،
دختر و عروس
پس اين
نتيجه حاصل ميشود
كه در ضربالمثلهاي
آذربايجان
نسبت به زن با
عناوين گفته
شده گرايش
منفي ولي با
شدت ضعيف مطرح
است. البته لازم
به ذكر است كه
در ضربالمثلهاي
مورد تحليل
قرار گرفته
تنها يك ضربالمثل
براي زن به
عنوان عروس
وجود داشته
است (ضربالمثل
شماره 13 از
جدول شماره 1)
كه آن هم
نگرشي مثبت را
به دست ميدهد.
بنابراين
نگرش منفي
ابراز شده در
محاسبه اخير،
تنها مربوط به
زن به عنوان
همسر و دختر ميباشد
كه همچنان كه
عنوان شد شدت
اين نگرش منفي
ضعيف است.
جدول
شماره 1ـ جنس
زن به طور كلي
|
رديف |
آتالار
سؤزو ـ ضربالمثلها |
نمره مفهوم
عاميانه |
نمره فعل |
نمره حاصل ضرب |
|
1 |
آرواد
سؤزونه باخان،
آرواددان
اسگيكدير |
3+ |
3- |
9- |
|
2 |
آروادا
كيشي، كيشييه
آرواد
گركدير |
3+ |
3+ |
9+ |
|
3 |
آروادين
ياخشيسينا
دا لعنت،
پيسينه ده |
3- |
3+ |
9- |
|
4 |
آنا
بالادان
اولماز |
3- |
3- |
9+ |
|
5 |
آناني
قيزدان
ائيلر، بير
قيراغي
چاتداق عاباسي |
3- |
3+ |
9- |
|
6 |
ار آتاني
ائل آتار، ار
توتاني ائل
توتار |
3- |
3+ |
9- |
|
7 |
اصلانين
اركگ، ديشيسي
اولماز |
3+ |
3+ |
9+ |
|
8 |
آللاه
ايستهسه
ارككدن ده
وئرر، ديشيدن
ده |
3+ |
2+ |
6+ |
|
9 |
ايت
اولاسان،
ننه
اولماياسان |
3- |
3+ |
9- |
|
10 |
آنانين
اورگي
يانار، دايهنين
اتگي |
3+ |
3+ |
9+ |
|
11 |
اوشاغي
اوخودار آتانين
كيسهسي،
آنانين
كاساسي |
2+ |
3+ |
6+ |
|
12 |
اوشاق
آتادان
يئتيم
قالماز،
آنادان
يئتيم قالار |
3+ |
3+ |
9+ |
|
13 |
گلين،
گلين دگيل،
دوشدوگو يئر
گليندي |
3- |
2- |
6+ |
|
14 |
بالا
باشا
بلادير،
اولماسا
كربلادير |
3+ |
2+ |
6+ |
|
15 |
بالالي،
بال يئمز |
3- |
3- |
9+ |
|
16 |
پيغمبر
چيراغي،
قيزدان يانيب |
3+ |
3+ |