ماهیت "نسل
کشی" ارمنی؟
مانیفست
کاچازنونی
نوشته علی
قره جه لو
22 آوریل
2008 -
تورنتو
دولت
ارمنستان و دیاسپورای
ارمنی، دولت
عثمانی،
رهبران حزب
اتحاد و ترقی
و حکومت مصطفی
کمال آتاتورک
را متهم به
نسل کشی ارمنی
ها در بین
سالهای 1923- 1915 می
کنند، در صورتیکه
این دوران،
سالهای جنگ
رهائی بخش ملی
ترکیه و دورانی
است که حزب
داشناکسیون
(فدراسیون
انقلابی ارمنی)
ابتدا به
عنوان آلت دست
دولت روسیه
تزاری و سپس
آلت دست دول
غربی – انگلیس،
فرانسه و امریکا
– و تحت امر و
هدایت آنها بر
علیه ترکیه می
جنگیدند. این
واقعیت تاریخی
در هزاران سند
حزب داشناکسیون
و دولت
ارمنستان که در
آرشیو دولت
ارمنستان و
روسیه وجود
دارد انعکاس
خود را بشکل
روشن و صریح یافته
است. یکی
از مهم ترین
اسناد در این
رابطه کتاب
کاچازنونی
بنام: "حزب
داشناکسیون دیگر
قادر به کاری
نیست" است.
"هووانس
کاچازنونی"
اولین نخست وزیر
جمهوری مستقل
ارمنستان ( از
جولای 1918 تا
اگوست 1919 ) و از
بنیانگذاران
و رهبران اصلی،
و مهم ترین
شخصیت حزب
داشناکسیون
ارمنی است.*
کاچازنونی
در گزارشی که
به گنگره حزب
داشناکسیون (
در آوریل 1923 در
بخارست پایتخت
رومانی) ارائه
داده است حقایقی
را در رابطه
با حزب
داشناکسیون
که خود ستون
اصلی آن حزب
محسوب می شده
به زبان آورده
است که پرده
از ریاکاری و
تبلیغات دروغین
دولت
ارمنستان، دیاسپورای
ارمنی و دولت
های غربی حامی
آن بر می دارد.
کاچازنونی
در یاد داشتی
که در مقدمه
چاپ آن گزارش
که آنرا بصورت
کتاب منتشر
کرده است می
نویسد: "مسائلی
که در این جا
به آن اشاره
کرده ام فقط
برای رفقای
حزبی نیست،
بلکه از آنجائیکه عمیقا
اعتقاد دارم این
مسائلی است که
هر ارمنی باید
بطور جدی
درباره اش بیاندیشد،
خواستم تا این
گزارش چاپ و
در دسترس همه
قرار گیرد".
کتاب
کاچازنونی
دوران بین جنگ
جهانی اول تا
معاهده لوزان
را در بر می گیرد.
(1923- 1914)
کاچازنونی
در این گزارش
به یک جمع بندی
همه جانبه از
کار و فعالیت
حزب داشناکسیون
در قفقاز،
عثمانی و دیاسپورای
ارمنی در اروپا
و آمریکا دست
می زند و نهایتا
به این نتیجه
می رسد که حزب
داشناکسیون دیگر
قادر به کاری
نیست و باید
خود را منحل
کند.
جمع بندی
کاچازنونی در
حقیقت امر یک
انتقاد از خود
متهورانه، جدی
و صادقانه
محسوب می شود.
استدلالات و
استنتاجات او
پایه های
ادعاها و تبلیغات
فریبکارانه
داشناکسیون
را که امروز نیز
با حرارت آنرا
برای جلب نظر
دول اروپائی و
آمریکا
دنبال می کند
فرو می ریزد.
از مهم ترین
مسائلی که
کاچازنونی در
استنتاجات
خود روی آن
تاکید خاص
کرده است از
جمله می توان
به سه مسئله
اشاره کرد:
- حزب
داشناکسیون و
ارمنی های
دنباله روی آن
بدون قید و
شرط به روسیه
وابسته بوده و
آلت دست روسیه
تزاری بودند. با
سرنگونی
حکومت روسیه
تزاری حزب
داشناکسیون
به خدمت امپریالیست
های غربی یعنی
انگلیس،
فرانسه و آمریکا
در آمدند و به
امید رسیدن به
اهداف
و آرزوهای
خود در راستای
منافع و طرح
های این دولت
ها با ترکیه
جنگیدند.
- حزب
داشناکسیون و
ارمنی های
دنبال روی آن
به توهمات و خیالات
بلند
پروازانه
"ارمنستان
بزرگ" ( از دریای
سیاه تا دریای
مدیترانه)
دچار شده
بودند، که در
واقع یک طرح
امپریالیستی
بود.
آنها در راه تحقق
توهمات خود با
هر دولتی که
مخالف ترکیه
بود متحد شدند
و برعلیه ترکیه
جنگیدند.
-
ترک ها با غریزه
دفاع از خود
حرکت کردند. "قانون
تهجیر" ترک ها
با در نظر
گرفتن هدف آن،
قانونی مناسب
و مطابق هدف
بود.
ارمنی ها در
رابطه با ترک
ها نتوانستند
توازن قوائیکه
به نفع ترک ها
بود بحساب آورند. آنها در
واقع از قدرت
واقعی ترک ها
بی خبر بودند
و فکر می
کردند که شکست
عثمانی در جنگ
به معنای پایان
کار ترک هاست
و آنها دیگر
قادر به دفاع
از خود نیستند.
کاچازنونی
دوران 1923- 1914 و
رابطه ترک ها
و ارمنی ها را
در ماهیت خود
به عنوان وضعیت
جنگی در نظر می
گیرد.
به نظر او این
جنگ بین ترکیه و
کشورهای بزرگ
امپریالیستی
برای تقسیم
ترکیه بود. او در این
رابطه
داشناکسیون و
دنباله روان
آن را یک طرف
جنگ و ترک ها
را طرف دیگر
جنگ ارزیابی می کند،
و بالاخره در تمام
گزارش خود سخنی
از نسل کشی
ارمنی به زبان
نمی آورد!
کاچازنونی
در ارزیابی
خود از روابط
ترک و ارمنی
که فوقا اشاره
شد تنها نیست. بسیاری
از دولت
مردان، مورخین
و روشنفکران
ارمنی همان
ارزیابی ها را
در رابطه با
دوران ذکر شده
دارند، بویژه
بعد از سالهای
1921 یک دوران
انتقاد از خود
وسیع در رابطه
با مسائل فوق
در میان
روشنفکران
ارمنی بوجود می
آید.
برپائی
حکومت بلشویک
ها در
ارمنستان ،
موضع گیری علیه
توسعه طلبی
دول غرب توسط
ارمنی ها خواه
نا خواه
آنها را با
حقایق آشنا
کرده و آنها
را به مواضع
اتحاد لنین-
آتاتورک می
کشاند.
اسناد سالهای
بعد از 1921 ارمنی
(داشناکسیون)
نظرات
کاچازنونی را
تائید می کنند
و دروغ نسل کشی
ارمنی را
مانند او با
روشنی بیان می
کنند.
منابع
داشناکسیون
تائید می کنند
که چگونه روسیه
تزاری و دول
توسعه طلب غرب
آنها را بر علیه
ترکیه مورد
استفاده قرار
دادند.
این منابع
جنایات ارمنی
ها را در
مناطق اشغالی،
حقانیت جنگ
ارتش ترکیه بر
علیه آنها را
با اسناد بی
شمار افشاء می
کنند.
1-
وابستگی بی قید
و شرط به روسیه
تزاری
کاچازنونی
در کتاب خود می
نویسد: "
زمستان 1914 و
ماههای اول
سال 1915 سالهای هیجان
و امید برای
ارمنی های روسیه
و حزب داشناکسیون
بود. ما
بدون قید و شرط
به روس ها
وابسته بودیم
و بدون هیچ دلیلی
به حال و هوای
پیروزی دچار
شده بودیم. در
مقابل صداقت
مان نسبت به
روسیه، در
مقابل تلاش ها
و کمک هایمان
به روسیه
مطمئن بودیم
که حکومت تزاری
روسیه
استقلال
ارمنستان را
به ما ارمغان
خواهد داد. ما عقل
مان را به دیگران
سپرده بودیم،
به حرف های
پوچ افراد بی
مسئولیت اهمیت
زیادی داده و
تحت تاثیر هیپنوتیزم
خودمان قادر
به درک حقایق
نشده و دچار خیال
پردازی شدیم".
(1)
" بسیاری
زمان ها از سر
سادگی فکر می
کردیم که جنگ
{جنگ جهانی
اول} بخاطر
ارمنی ها
درگرفته است. وقتی
روس ها حمله می
کردند فکر می
کردیم که آنها
برای رهائی
ارمنی ها آمده
اند، و وقتی
عقب نشینی می
کردند فکر می
کردیم که آنها
برای کشتار ما
توسط ترک ها
با آنها تبانی
کرده اند. در هر دو
حالت ما نتایج،
هدف و نیات را
قاطی می کردیم. از
سرنوشت نحس
شکایت کردن و
دلایل فلاکت
مان را در
خارج از
خودمان جستجو
کردن یک وضعیت
دردناکی است. این یک ویژگی
از روان شناسی
ملی مان است و
حزب داشناکسیون
نیز نتوانست
از آن رهائی یابد".
(2)
نظر
کاچازنونی را
دولت مردان و
مورخین معروف
ارمنی نیز تائید
می کنند.
برای مثال می
توان به منابع
و اسناد ارمنی
زیر اشاره
کرد: *
اعلامیه ای
که دفتر ملی
ارامنه (که
تحت کنترل حزب
داشناکسیون
بود) در
آغاز جنگ جهانی
اول به نیکلای
دوم تزار روس
فرستاده است
نشان می دهد
که این حزب و
دنباله روان
آن تا چه حدی
به روسیه تزاری
و سیاست توسعه
طلبانه آن امید
بسته بودند.
" زمانی که
ارتش های پر
افتخار روس در
سرزمین های
تحت حکمرانی
خود، در تپه
های پربرف
ارمنستان و
دره های عمیق
آلاشکرت با
ترکیه، که به
سبب احساس احتیاج
به آلمان
جسارت دست
بلند کردن علیه
روسیه را پیدا
کرده بودند، می
جنگیدند،
ارمنی ها نصیحت
های پدران خود
را دنبال کرده
و برای فدا
کردن زندگی و
هستی خود
بخاطر تاج و
تخت پرافتخار
روسیه
بزرگوار
برخاستند. مژده
جنگ با ترکیه
تمام خلق ارمنی
را بوجد آورده
است. از
تمام کشورها
ارمنی ها برای
خدمت در ارتش
روسیه و برای
پیروزی ارتش
های روسیه با
خون خود حاضر
به خدمت اند و
در این راه بی
قراری می
کنند.
برای پیروزی
بر دشمن دعا
گوی خدای بزرگ
هستیم.
سرباز روسیه
پرافتخار
بودن و بجا
آوردن رسالت
تاریخی روسیه
در شرق وظیفه
میهنی مان
است.
قلب های مان
با این آرزو می
طپد.
پرچم روسیه
در استامبول و
تنگه های
چاناق قالا در
اهتزاز خواهد
بود، اراده شما،
امپراطور
بزرگوار برای
خلق های تحت
اسارت ترکیه
آزادی خواهد
آورد". (3)
ارگان دیگر
داشناکسیون "
آیرنیک" در 22
سپتامبر 1915
درباره آمدن
والی جدید
قفقاز روسیه
تزاری به تفلیس
می نویسد: " دیروز
نماینده جدید
تزار در قفقاز
اعلیحضرت
پرنس نیکولا نیکولایوویچ
به تفلیس تشریف
آوردند، با
عزم و اراده
قطعی پرنس
بزرگوار، ما
عمیقا اعتقاد
داریم که ایشان
به موجودیت
حکومت ترک تا
ابد خاتمه
خواهند داد. با این ایمان،
به ششمین
فرمانده ارتش
روسیه در
قفقاز سلام
کرده و خوش
آمد می گوئیم".
(4)
" همچنانکه می
دانید حکومت
روسیه در همان
آغاز جنگ برای
تسلیح ارمنی
های ترکیه و
برای آماده
کردن آنها به
هنگام جنگ که
بتوانند در درون
کشور {ترکیه}
دست به قیام
بزنند 242.900 هزار
روبل بعنوان
مخارج
تدارکات پرداخت
کرد.
داوطلبان
مسلح مان خطوط
دفاعی ارتش
ترکیه را
شکافته و با پیوستن
به شورشیان و
ایجاد هرج و
مرج در جبهه و
پشت جبهه {ترکیه}
ورود ارتش های
روسیه را تسهیل
و ارمنستان
ترکیه را تصرف
خواهند کرد". (5)
کشیش های
ارمنی کمتر از
رهبران
داشناکسیون
اشتیاق
گلباران کردن
مقدم ارتش های
روسیه تزاری
در استامبول
را نداشتند. چنانکه
قبل از آغاز
جنگ جهانی
اول، پاتریک
ارمنی
استامبول
"زاون" در
مصاحبه با
روزنامه ارمنی
Msak که
ارگان لیبرال
های ملی گرای
ارمنی بود میگوید:
" سرنوشت ارمنی
ها با وحدت
تحت حکمرانی
روسیه که
بلحاظ تاریخی
وابسته به
آنها هستند می
تواند تحقق یابد. روس ها
هرچقدر زودتر
به اینجا
برسند
همانقدر برای
ما بهتر خواهد
بود". (6)
رهبر کشیش
های ارمنی "و.
جورج" به
دنبال اشغال
شهر وان توسط
روسیه ( 23 مه 1915 ) به
والی قفقاز
"ورونتسو
داشکوو" و به
فرمانده ارتش
چهارم قفقاز
"پ.ج. اگانوویسکی"
تلگرام
تبریک
فرستاده و می
گوید: " برای پیروزی
جدید ارتش های
روسیه دعا گو
هستیم". (7) *
خود
کاچازنونی
نخست وزیر
ارمنستان در 7
فوریه 1919 در دیداری
با فرمانده نیروهای
اشغالگر انگلیس
ژنرال "ف.
ووکر" F.Wockerمی گوید،
وضعیت ارمنی
ها بطور قطع
با آمدن
متفقین به
قفقاز بهتر
خواهد شد". (8)
ارمنی ها
در شهر آدانا
تحت فرماندهی
نیروهای
اشغالگر
فرانسه ژنرال
"دیفه" Diffe
مسلح شده و
واحد های
انتقام تشکیل
داده و با اونیفورم
فرانسوی برعلیه
ترک ها جنگیدند.
(9)
2- طرح
توسعه طلبانه
"ارمنستان
بزرگ"
کاچازنونی می
نویسد: " در
دوران
استقلال {
جمهوری
ارمنستان} در
دنیای خارج
(لهستان،
اروپا و آمریکا)
ماهیت تلاش های
دیپلماتیک ما
چه بود و چه
نتایجی به بار
آورد؟
در بهار 1919 هیئت
نمایندگی
جمهوریت
{جمهوری
ارمنستان} و هیئت
نمایندگی ملی{ارمنی
های ترکیه}
تواما خواست
های رسمی ما
را در کنفرانس
صلح {کنفرانس
صلح پاریس} به
نظر دولت های
متفق
رساندند. طبق این
درخواست رسمی،
مناطق ذیل می
بایستی ضمیمه
دولت
ارمنستان
بشوند:
جمهوری جنوبی
قفقاز
{ارمنستان} با
مرزهای گسترش یافته
آن. بخش
های شمالی
آرداهان و ایالت
قارص در ترکیه. بخش
جنوبی تفلیس
{گرجستان}. بخش
جنوب غربی ایالت
یلی زاوت پل. هفت ایالت
ترکیه شامل: وان، بیتلیس،
دیاربکر (به
استثنای بخش
جنوبی آن)، سیواس
(به استثنای
بخش غربی آن)
ارزروم،
طرابوزان،
هارپوت.
در منطقه کیلیکیا
{ترکیه}
شهرستان های
ماراش، سیس،
جبل برکت،
اسکندرون و
آدانا.
از دریای سیاه
تا دریای سفید
{ مدیترانه}،
از کوه های
قره باغ تا کویرهای
عربستان یک
ارمنستان
بزرگ طراحی
شده و مطالبه
می شد. این
طلب امپریالیستی
چگونه می
توانست تحقق یابد؟ نه
حکومت
ارمنستان و نه
حزب حاکم داشناکسیون
چنین پروژه
احمقانه ای
داشتند.
بالعکس هیئت
نمایندگی ما
با وظیفه ای
که از ایروان
به عهده آنها
گذاشته شده
بود تماما یک
درخواست
متواضعانه ای
داشته و آنرا
طلب کرده
بودند.
چه شد که این هیئت
نمایندگی
پروژه از دریا
به دریا را بمیان
آورد؟
این چیز عجیب
و غیر قابل
باوری بود. این طلب
را ارمنی های
پاریس بمیان
کشیدند و هیئت
نمایندگی ما
هم به این تمایل
کلنی ها {ارمنی
های خارج} تسلیم
شدند، این تمایل
کلنی ها برای
ما چیز روشنی
بود.
آنها به هیئت
نمایندگی ما
گفتند اگر در
کنفرانس این
مطالبات را
مطرح نکنند،
ارمنی های ترکیه
مسئله خود را
از "جمهوری
آرارات" {دولت
ارمنستان} جدا
کرده و مستقلا
به دولت های
بزرگ مراجعه
خواهند کرد. و نیز
آمریکا قیمومت
ارمنستان
کوچک را بعهده
نخواهد گرفت،
ولی ارمنستان
از دریا به دریا
– ارمنستان
بزرگ- را
حاضرند تحت قیمومت
خود بگیرند. از لحاظ
اینکه امر ما
مورد حمایت و
دفاع دولت های
بزرگ قرار گیرد
و طرح مطالبات
متضاد با هم
توسط
دو ارگان
متفاوت می
توانست برای
ما امر خطرناکی
باشد و نیز از
آنجائی که قیمومت
آمریکا را نیز
طلب می کردیم
هیئت نمایندگی
ما علی رغم
دستور العمل
داده شده به
آنها در خواست
را قبول و پای
آن امضاء
گذاشتند".
کاچازنونی
ادامه می دهد:
" من هیئت نمایندگی
مان را سرزنش
نمی کنم و حتی
نمی خواهم بگویم
که اگر
مطالبات مان
متعادل می شد
نتایج متفاوتی
می توانستیم بگیریم،
ولی ما در
مسائل مهم و
اساسی
نتوانستیم
اراده مستقل
خود را در میان
بگذاریم،
فعالیت هایمان
را طبق درک و
ارزیابی
مستقل خودمان
پیش ببریم،
نتوانستیم با
روش خودمان
حرکت کنیم و
به دیگران
اجازه دادیم
که ما را دنبال
خود بکشند.
مطالبات ما
بویژه مغزهای
نا پخته کلنی
ها را به هیجان
آورد، چنانکه
گوئی برای
صاحب دولت شدن
کافی است تا
مرزهای آن
دولت را روی
کاغذ ترسیم
کرد.
مطالبات
اغراق آمیز و
بی هدف بطور
طبیعی جای خود
را به یاس و نا
امیدی سپرد. حتی
مرزهای
ارمنستان که
توسط ویلسون
طراحی شده بود
ما را قانع
نکرد.
ما انتظار
داشتیم که رئیس
جمهور ویلسون
معاهده سور Sevres را تمام و
کمال عملی کند
تا ما بتوانیم
صاحب سرزمین
های بیشتری شویم.
در مقابل،
ترک ها نه راه
حل ویلسون، نه
شکایات ما را
و نه معاهده
سور را برسمیت
می شناختند. آنها به
شکل سنگینی
مسلح شده و
مواضع خود را
مستحکم می
کردند و به
نظر می
رسید که متفقین
تمایل چندانی
ندارند که ترک
ها را با زور
اسلحه به تسلیم
وادارند". (10) *
3 - دفاع
مشروع:
ترک ها در
مقابل تجزیه و
مستعمره شدن
کشورشان تا
آخر جنگیدند
" ترک ها می
دانستند چه می
کنند و امروز
دلیلی که سبب
احساس پشیمانی
آنها شود وجود
ندارد.
همچنانکه
بعدا نیز روشن
شد،
برای حل بنیادین
مسئله ارمنی
در ترکیه این
شیوه {اخراج
دسته جمعی
ارامنه از
مناطق شمال
شرق ترکیه به
مناطق جنوب
ترکیه در
تابستان و پائیز
1915} قطعی ترین و
مناسب ترین شیوه
بود. اگر
دشمنی ما علیه
ترک ها به
ترازوی قضاوت
گذاشته نشود
کسی نیز نمی
تواند مدعی
شود که فشار
های مورد بحث
نیز به همان کیفیت
می شد".
(11)
" جنگ
با ما اجتناب
ناپذیر بود....
ما هرآنچه که
ضرورت داشت تا
از جنگ اجتناب
کنیم بجا نیاوردیم
. ما می
بایستی با ترک
ها با زبان
صلح سخن می
گفتیم... ما از
قدرت واقعی
ترک ها اطلاعی
نداشتیم در
مقابل به قدرت
خود اطمینان
کامل داشتیم. این
اشتباه اساسی
ما بود.
ما از جنگ
باکی نداشتیم،
زیرا فکر می
کردیم می توانیم
پیروز شویم....
ارتش ما خوب
تجهیز و تسلیح
شده بود، ولی
نجنگید.
نیروهای ما
مدام عقب نشینی
کرده و از
مواضع خود
فرار کردند،
آنها سلاح های
خود را به زمین
انداخته و در
دهات پراکنده
شدند ...علی رغم
این واقعیات
که ارمنی ها
امکانات بیشتر
و پشتیبانی
بهتری داشتند
{پشتیبانی دول
غرب} ولی ارتش
های ما شکست
خوردند.
ترک هائی که
پیش روی می
کردند فقط بر
علیه سربازان
ما جنگیدند،
آنها جنگ را
به میان غیر
نظامیان
نکشاندند.
سربازان ترک
دیسیپلین خوبی
داشتند،
بنابراین قتل
عامی صورت
نگرفت". (12)
گزارش
کاچازنونی
بزرگترین سند
رد دروغ نسل
کشی ارمنی
است. او
نخست وزیر
ارمنستان و
رهبر اردوی دشمن
ترک هاست. ارمنی
ها و حامیان
غربی آنان که
ادعا می کنند
که در معرض
نسل کشی ترک
ها قرار گرفته
اند، نخست وزیرشان
حوادث سالهای
1923-1915 را در
چارچوب جنگ دو
طرف ارزیابی می
کند و با
جسارت و صراحت
اعتراف می کند
که ارمنی ها
آلت دست امپریالیست
های غربی شده
و برعلیه کشور
خود جنگیدند.
کاچازنونی
مانند دیگر
محققین، دولت
مردان و نویسندگان
ارمنی با
صراحت اعتراف
می کند که دول
انگلیس،
فرانسه، آمریکا
از آنها در
جهت سیاست های
توسعه طلبانه
خود استفاده
کرده و نهایتا
وقتی آنها را
تنها
گذاشتند، برای
آنها دیگر
چاره ای نمانده
بود که خود را
سرزنش کرده و
بگویند که همه
به آنها خیانت
کردند.
گزارش
کاچازنونی
بعنوان یک سند
مهم نه در آرشیو
ترک ها
بلکه در آرشیو
دولت
ارمنستان و
روسیه است. اگر
دولت های غربی
حامی
ارمنستان و دیاسپورای
ارمنی
در ارزیابی
خود از نسل کشی
ارمنی به نخست
وزیر ارمنی
اعتماد نکنند
به کی و به
کدام
سنداعتماد
خواهند کرد؟ اگر آرشیو
خود ارمنی ها
نیز آنها را
قانع نکند،
کدام آرشیو و
سند آنها را
قانع خواهد
کرد؟
گزارش
کاچازنونی به
دروغ بزرگ نسل
کشی ارمنی که
امروز در خدمت
گلوبالیزاسیون
و در خدمت
پروژه امپریالیستی
خاورمیانه
بزرگ که قصد
تغییر مرزهای
سیاسی 26 کشور
خاورمیانه را
دارد، خط
بطلان می کشد.
گزارش
کاچازنونی نه
تنها از این
لحاظ که یک حقیقت
تاریخی را بیان
می کند بلکه بیشتر
از این لحاظ
که در شرایط
امروز جهان
حاوی درسهای
گرانبهائی
است ارزش فوق
العاده ای
دارد.
بردن مسئله
نسل کشی ارمنی
از این
پارلمان
اروپا به آن
پارلمان، طرح
آن در گنگره
آمریکا، راه پیمائی
ارامنه تهران
در 24 آوریل با
شرکت سفرای
فرانسه و یونان
در صف اول
راهپیمائی و
شرکت چند "نماینده"
خود فروخته
مجلس در راهپیمائی
و سردادن
شعارهای مرگ
بر ترکیه، مرگ
بر آذربایجان،
همه و همه
سناریوهائی
هستند در
خدمت سیاست
توسعه طلبی
دولت
ارمنستان، و
نهایتا در
خدمت
تغییر نقشه سیاسی
خاورمیانه و
طرح خاورمیانه
بزرگ.
توضیحات:
*
درباره
کتاب، هووانس
کاچازنونی، Hovhannes Katchaznouni
گزارش
کاچازنونی در
سال 1923 بشکل
کتاب به زبان
ارمنی منتشر
شد و عنوان
کتاب را خود
کاچازنونی
انتخاب کرده
است، به این
معنی که
داشناکسیون
باید خود را
منحل کند. این
کتاب در سال 1927
به زبان روسی
ترجمه و در
تفلیس چاپ شد. در چاپ
ارمنی آن جواب
کاچازنونی به
نامه یکی از
دوستان اش که
به کتاب
انتقاداتی
داشته است نیزچاپ
شده است.
ترجمه و چاپ
این گزارش به
زبان انگلیسی
در سال 1955 توسط Armenian
Information Centre در نیویورک
انجام شد. کتاب
کاچازنونی در
ارمنستان
ممنوع است و
نسخه های کتاب
و ترجمه های آن به
زبان های دیگر
از کتابخانه
های اروپا
توسط داشناق
ها جمع آوری
شده اند، نام
کتاب در
کاتالوگ ها
موجود ولی در
قفسه کتاب ها
از کتاب خبری
نیست!
کتاب
کاچازنونی: Dashnagtzoutiun
has nothing to do any more
توسط محقق
جوان ترک
"محمد پرینچک"
به هنگام
مطالعه
درباره مسله
ارمنی در
کتابخانه لنینگراد
پیدا و توسط
مترجم ترک "عارف
آجال اوغلو"
به ترکی ترجمه
شده است.
(انتشارات کایناک-
استامبول). چاپ اول
این کتاب در
سال 2005 و چاپ
پانزدهم آن در
سال 2006 انجام شده
است.
ترجمه انگلیسی
آن توسط خانم
"لاله آکالین"
از روی متن
ترکی انجام
شده است.
چاپ های انگلیسی،
فرانسه و
آلمانی آن انتشار
یافته و ترجمه
های اسپانیائی،
عربی و چینی
آن نیز منتشر
خواهد شد.
*
اشغال ایالت
"وان" توسط
ارتش روسیه و
داوطلبان
مسلح ارمنی در
23 مه 1915 قتل عام بیش
از 80 هزار نفر
از بومیان
مسلمان ترک و
کرد را بدنبال
داشت. این
قتل عام سبب
عکس العمل
ترکها و کردها
در تابستان و
پائیز همان
سال شد.
*
آنکارا بعد
از اینکه در
جبهه های نبرد
در میان خون و
آتش موجودیت
خود را به
اثبات می
رساند در موضع
متفقین
شکافها آشکار
می شوند.
سیاست
عاقلانه مصطفی
کمال در نزدیکی
به شوروی و
شکست
"ونزولوس" در
اتنخابات یونان
زمینه را برای
تقویت موضع
ترکیه در
مذاکرات
فراهم می
سازد.
از همان
ابتدا نیز
فرانسه با
وجود موافقت
با اصل
قرارداد سور با
چگونگی اعمال
آن مخالف بود،
چنانکه
"مارشال فوش"
نماینده
فرانسه در
کنفرانس پاریس
معتقد بود که
متفقین برای
شکست
ارتش های
مصطفی کمال،
علاوه بر نیروهای
موجودشان در
ترکیه به 26
لشگر اضافی
احتیاج
دارند، در حالیکه
انگلیس معتقد
بود که همان 14
لشگر موجود یونان
کافی است.
* در &