موجودیت ، هویت و راهمان (تركها و ايران)

ياشار تبريزلى

 

پیشگفتار: مسائلی که ذهن ما را مشغول می کند!

شاید برای بعضی این سئوال پیش آمده باشد که حضور ما تركها در ايران از كجا نشات ميگيرد و تاريخ و پيشينه ما چيست؟ زبان ترکی چگونه زبانی است که اکثر ما قادر به خواندن و نوشتن آن نیستیم ؟ در ایران جمعیت ترکها چقدر است؟ چرا اجازه نداریم در مدارس به زبان ترکی تحصیل کرده و حتی صحبت کنیم؟ چرا برای ما جوک می سازند و ما را تحقیر می کنند؟  متاسفانه بعضی از ما به این مسائل  توجهی نداریم و برای این مسائل به دنبال پاسخ نیستیم. حتی بدتر اینکه برخي از ما از ترک بودن خود نیز شرمنده ایم و به نحوی قصد انکار آن را داریم! به جای یاد دادن زبان با احساس و عاطفه مادری به فرزند خردسال خود ، به او زبان رسمی  و خشک فارسی را می آموزیم! هنگام فارسی صحبت کردن سعی داریم لهجه خود را پنهان کنیم! و به جای ترک خود را آذری می نامیم! اینها مسائلی هستند که ذهن ما را مشغول می کنند و هنگامی نیز که موفق می شویم که به جواب این سئوالها نزدیک شده و هویت خود را بشناسیم ، اگر کنجکاو باشیم از خود می پرسیم که حقوق ما چیست ؟ چرا حقوق ما ضایع شده است ؟ و چگونه می توانیم حقوق از دست رفته خود را پس بگیریم؟ در این چند صفحه به صورت خیلی خلاصه قصد جواب دادن به این مسائل را داریم. مورد بحث در این نوشته عمدتا مسائل مربوط به ملت  ترک آذربایجان است.

 

جمعیت ترکان ایران چقدر است؟

بر اساس اطلاعات منبع زبان شناسی SIL  [1] ترکیب جمعیتی ایران در سال 1998 به صورت زیر بوده است:

 

جمعیت کل ایران بر اساس آمار دولتی

65,758,000

متکلمین زبان   ترکی آذربایجانی

قشقاییها (ترکی آذربایجانی)

متکلمین ترکی خراسانی ( نزدیک به ترکی آذربایجانی)

متکلمین زبان ترکی ترکمنی

23,500,000

1,500,000

400,000

2,000,000

متکلمین زبان  فارسی*

22,000,000

 متکلمین زبان لری*

4,280,000

متکلمین زبان کردی و کرمانجی*

3,450,000

متکلمین زبان گیلکی*

3,265,000

متکلمین زبان مازندرانی*

3,265,000

متکلمین زبان عربی

1,400,000

متکلمین زبان بلوچی*

856,000

متکلمین زبان تالشی و تاکستانی*

332,000

متکلمین زبان ارمنی

170,800

بقیه زبانها

700,000

 

متاسفانه تاکنون سرشماری رسمی و درستی برای تعیین ترکیب جمعیتی ایران صورت نگرفته و آمارهای موجود اکثراً مغرضانه و در جهت کم نشان دادن جمعیت ملتهای غیر فارس در ایران بوده است. بر اساس آمار تقریبی فوق جمعیت ترکان آذربایجانی بدون در نظر گرفتن ترکان ترکمنی 25،400،000 نفر (62/38% جمعیت ایران) بوده واکثریت نسبی این کشور را تشکیل می دهند که این رقم را تا 30 میلیون نفر نیز تخمین زده اند. جمعیت فارس زبانها نیز 22 میلیون نفر می باشد. بر اساس این آمار جمعیت ترکهای ایران حدود27،400،000 نفر می باشد و کل متکلمین زبانهای خانواده ایرانی (نه لهجه ها یا گویشهای فارسی! که با علامت * مشخص شده است) 37،500،000 می باشد. پس ایران نه فقط سرزمین ملت فارس بلکه سرزمین ملتهای مختلف ترک و کرد و عرب وفارس و بلوچ و عرب و ... است. لازم به ذکر است که حدود 8 میلیون ترک آذربایجانی در جمهوری آذربایجان، بیش از 500،000 نفر در ترکیه وحدود یک میلیون نفر در عراق (عمدتا شهر کرکوک و اطراف آن) زندگی می کنند. ترکان آذربایجانی در شهرهای مختلف ایران و به خصوص استانهای آذربایجانشرقی ، آذربایجانغربی، اردبیل، زنجان، همدان، قزوین، تهران و مرکزی و بخشهائى از استانهاى گيلان، كردستان و كرمانشاهان زندگی می کنند. بخش عمده ملت ترك در جنوب ايران دراستانهاى فارس، اصفهان، بوشهر، كرمان، چهار محال و بختيارى و استانهاى مجاور و عمده ملت ترك در شمال شرق ايران در استانهاى خراسان شمالى، خراسان رضوى، گلستان و مازندران ساكنند[23]ּ بعد نيست بدانيم كه كشور ايران از بابت جمعيت تركها بعد از تركيه در رتبه دوم قرار دارد و تهران نيز بعد از استانبول دومين شهری است كه بيشترين جمعيت ترك را در خود جای داده است.

 

تاریخ ترکان آذربایجان و ایران

دو دیدگاه عمده در مورد تاریخ ترکان ایران وجود دارد که اصولاً با هم تناقضی نیز ندارند:

نظریه اول[2] : سرزمین اصلی ترکان آسیای میانه مناطق بین کوههای اورال و آلتای بوده است که اولین مهاجرت ترکها به آذربایجان در قرن هفتم قبل از میلاد همراه با اقوام ایسکیت- سکاها صورت گرفت.  مهاجرتهای بعدی در قرنهای چهارم و پنجم میلادی با آمدن هونها اتفاق افتاده است. ترکان قدیم بلغار، خزر، آغاجری ، كنگر، بارسيل، آوار و سابیرها که  بعضی به اروپای شرقی هم مهاجرت کرده اند، به آذربایجان آمده و در اینجا سکونت نمودند. در زمان انوشیروان (كه خود از طرف مادرى فرزند شاهزاده آغ هونها-هپتاليتهاى زرد پوست بود[23]) نیز عده ای از اقوام ترک در آذربایجان اسکان داده شدند[38]. از قرن هفتم میلادی عده ای از قبایل اوْغوُز ابتدا به خراسان و از آنجا به آذربایجان کوچ کردند. در قرن دهم میلادی عده ای از ترکان خزر بعد از مغلوب شدن به روسهای کیف به آذربایجان آمدند. از اواخر قرن نهم میلادی به بعد از آسیای میانه قبایل پچه- نک، اوغوز و قبچاق ازمسیر شمال دریای خزر به غرب کوچ کردند و عده ای از آنها هم به آذربایجان آمدند. مهاجرت انبوه ترکان به ایران ، خصوصاً به آذربایجان در زمان سلاجقه انجام گرفت. با حمله مغولها نیز تعدادی از اقوام ترک به صورت قسمتی از سپاهیان مغول به ایران مهاجرت كردند.

نظریه دوم [4] [8] : بر اساس این نظریه تركان در ایران تاریخی هفت هزار ساله دارند و زبان تركی از نظر زبان شناسی ادامه زبانهای مادر سومری و ایلامی است. زبانهای ایلامی و سومری همانند زبانهای ترکی جزء زبانهای التصاقی است ( در این مورد توضیح داده خواهد شد) و بین زبانهای سومری –ایلامی و ترکی اشتراکات لغوی نیز وجود دارد. تمدن ایلام در جنوب غرب ایران که با تهاجم هخامنشیان به ایران برچیده شد یکی از متمدن ترین تمدن های ایران از 3000 سال قبل از میلاد بوده است.  حکومت هخامنشیان نیز برروی ویرانه های این تمدن نهاده شد و حتی دربار هخامنشی که در ابتدا از خود خط و نوشتاری نداشت از خط  و زبان ایلامی استفاده می کرد. سومریها نیز از 5000 سال قبل از میلاد تا سال2000 قبل از میلاد که توسط آشوریها و بابلیها نابود شدند شاید اولین تمدن دنیا را در بین النهرین در عراق فعلی تاسیس کرده بودند. سومریها اولین مبدعین خط و قانون محسوب می شوند. بر اساس این نظریه ریشه ترکان ایران را می توان در عبور اقوام سومری و ایلامی ازمنطقه آذربایجان و سکونت احتمالی در این منطقه و دیگر مناطق ایران و سکونت دیگر اقوام التصاقی زبان (غيرهند و ايرانى زبان) نظیر هوریها ، آراتتاها، کاسسی ها ، قوتتی ها، لولوبی ها ، اورارتو ها، ایشغوزها ، ماننا ها‌، گیلزان ها و کاسپی ها در منطقه آذربایجان و ایران جست.

البته احتمال اینکه فقط مهاجرتهای مؤخر طبق نظریه اول از ناحیه آسیای میانه به ناحیه آبادتر و احتمالا پرجمعیت تر آذربایجان موفق به تغییر بافت منطقه آذربایجان شده باشد، کم بوده و ترکیبی از هردو نظریه محتمل تر است. یعنی اجداد ترکان اولین مهاجرین یا اولین ساکنین منطقه بودند که با آمدن دیگر اقوام ترک ، زبان و فرهنگ آنها تکوین یافته است. البته نظریه های تحریفی و مغرضانه دیگری نیز وجود دارد که طبق آنها ترکان اقلیتی مهاجم و تجاوزگر نمایانده می شوند که به زور زبان خود را در ایران تحمیل کرده اند! در ادامه مطلب به نقد این نظریات و رد آنها خواهیم پرداخت.

 

ترکان دنیا

ترکان دنیا در وسعتی از سیبری تا بالکان عمدتا در کشورهای قزاقستان، ازبکستان ، قرقیزستان ، ترکمنستان ، روسیه، چین ، جمهوری آذربایجان، افغانستان ،ایران ، ترکیه و عراق  زندگی می کنند. بنا به لینگواسفر در سال 2000  خانواده زبانهاى تركى، زبان تقریباً 150 میلیون نفر در آسیا و اروپا وشاخه  تركى جنوبی (شامل سه لهجه عمده : تركی آناتولی ، تركى آذربایجانی و ترکی تركمنى) زبان اقلا 98 میلیون نفر در خاورمیانه، قفقاز، آسیاى میانه و شبه جزیره بالكان- اروپا بوده است[1]. در همین سال زبان فارسى (سه لهجه عمده آن: فارسى (ایران)، درى (افغانستان) و تاجیكى( زبان تقریباً ٤٠ میلیون نفر در خاورمیانه و آسیاى میانه بوده است. در حال حاضر 28 لهجه یا زبان ترکی در مناطق مختلف زبان رسمی مردم بوده و در حدود 20 لهجه یا زبان ترکی دارای کتابت و ادبیات کتبی می باشد[23] [5] .

 

 تاریخ ترکان و زبان ترکی

علاوه بر زبان سومری که در برخی محافل زبانشناسی به عنوان ریشه زبان ترکی (یا پروترک) مطرح است، مراحل دیگر تکوین زبان ترکی شامل دوران ترکی اولیه (شامل ترکهای هون، بلغار، پچنه ک و خزر) از قبل از میلاد تا قرن ششم میلادی، ترکی قدیم (دوران گوک ترک و اویغورها) از ششم تا هشتم میلادی ، ترکی میانه (شامل ترکی مشترک آسیای میانه و ترکی غربی یا سلجوقی) از قرن دهم تا شانزدهم میلادی وترکی جدید (شامل ترکی عثمانی ، آذربایجانی ، جغتایی-اوزبکی و...) از قرن شانزدهم تا عصر جدید می باشد. به نظر بعضی محققین کلمه ترک نام قبیله موسس حکومت گؤک ترک در 552 میلادی یعنی شخص آشینا بوده است و از آن زمان به کل ملتی که به  زبان آنها سخن می گفتند منسوب شده است[5] [2] .

ترکان اوْغوُز  Oğuz ( اوْق= ایل + اوُز علامت جمع در ترکی قدیم) از قبایل مهم ترکها بوده اند و امروزه اکثر ترکان غربی (ترکان ایران، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، عراق، سوریه، قبرس و بالکان) از نسل ترکان اوغوز می باشند. اوغوزها بعد از پذیرش اسلام به ایران و‌آناتولی مهاجرت کردند و دولت های اسلامی بزرگی چون سلجوقیها و عثمانیها را تشکیل دادند. از ترکان قدیم داستانها و افسانه های متعددی باقی مانده است ، نظیر داستانهای آفرینش، آلپ آرتونقا، شو، اوغوزخان، بوزقورد و ارگه نه قون. داستان بوزقورد (گرگ خاکستری) از معروفترین این داستانها حکایت نسل رو به انقراض قبیله ای ترک در اثر حمله دشمن است که با ازدواج یک گرگ با باقی مانده این قبیله دوباره ادامه پیدا می کند. بوزقورد از قدیم الایام به عنوان مهمترین سمبل ملت ترک شناخته شده است. به داستانهای بعد از اسلام نظیر داستانهای ساتوق بوغرا خان، ماناس، چنگیزنامه، دده قورقود نیز می توان اشاره کرد. حماسه دده قورقود به عنوان یک داستان ترکان غربی خصوصاً ترکان آذربایجان از اهمیت بیشتری برخوردار است که در مباحث دیگر به آن می پردازیم. ادبیات کتبی ترکی بدون در نظر گرفتن دوران پروترک یا زبان سومری با سنگ نوشته های یئنی سئی و اورخون شروع می شود و در حدود 1250-1400 سال سابقه دارد.51 نوشته یئنی سئی برروی سنگ مزارهای اطراف رودخانه یئنی سئی در آسیای میانه قدیمیتر از همه است. این سنگ نوشته ها با الفبایی متشكل از159 علامت نوشته شده است  که مختص ترکان قیرقیز و اوغوز بود [3] [5] .

در سال 1970 ميلادی نيز در ايسيك گؤل قزاقستان طبق سيميني از قبر شاهزاده ای كشف گرديد كه بر روي  آن  دو سطر و با حروف اورخون و به تركي قديم نوشته شده بود : " پسر پادشاه در 23 سالگي از دنيا رفت ؛ سر مردم ايسيك به سلامت باد ". قدمت اين نوشته به وسيله راديو كربنيك  و باتحقيقات دانشمندان شوروی (سابق)500 سال قبل ازميلاد مسيح تشخيص داده شد[39].

 

ریشه زبان ترکی

زبان ترکی آذربایجانی  جزء شاخه غربی زبانهای ترکی و از شاخه زبانهای آلتاییک می باشد وآن هم جزء دسته اصلی زبانهای اورال-آلتاییک است. ترکی استانبولی و ترکی ترکمنی نیز جزء شاخه غربی (در بعضی تقسیم بندیها جنوبی) زبان ترکی محسوب می شود. ترکی قزاقی، قیرقیزی، اوزبکی و اویغوری نیز جزء شاخه شرقی زبان ترکی(در بعضی تقسیم بندیها متفاوت است) به حساب می آیند . از دیگر زبانهای آلتاییک می توان به زبانهای مغولی، كره ای، ژاپنی، مانچو و تونقوزاشاره کرد. زبانهای فنلاندی ومجاری نیز جزء شاخه زبانهای اورالیک حساب می شوند.

بر اساس نظریه اول ترکی آذربایجانی از اختلاط لهجه های اوغوز و قبچاق و ترکی شرقی اویغوری بوجود آمده است که در زمان امیر تیمور و بعد از آن با آمدن ایلات ترک آناتولی(شاملو، روملو، استاجلو، قاجار، افشار و....) به آذربایجان عنصر اوغوز در ترکی آذربایجانی بیشتر شد.

از دید زبانشناسی زبانهای دنیا به دسته های زیر تقسیم می شوند[5] :

·        زبانهای تک هجایی: کلمات از یک هجا به وجود می آیند و جمله از تسلسل یک رشته کلمات تک هجایی تشکیل می شود و معنی آن در همان رشته کلمات مفهوم می گردد. مانند زبان چینی.

·        زبانهای التصاقی: علاوه بر ریشه کلمات که از یک یا چند هجا تشکیل می یابند ، ادات پیوندی  وجود دارد. این پیوندها با پیوستن به ریشه ها کلماتی با مفاهیم مستقل ساخته و یا ضمن الحاق به کلمات و الفاظ تصریف و حالت پذیری آنها را در کلام میسر می سازد. مثل سئو+یش+مک=سئویشمک. در این زبانها ریشه کلمات تغییر نمی کنند. مانند ترکی به عنوان یک زبان التصاقی پسوندی و اکثر زبانهای اورال-آلتاییک. این زبانها بیشتر قاعده مند هستند.

·        زبانهای  تحلیلی: این زبانها از الحاق پسوند و پیشوندها به اول و آخر ریشه کلمات تشکیل می شوند. منتها در جریان ترکیب و تصریف غالباً در ساختمان خود ریشه نیز دگرگونیهایی روی می دهد. مثل می رفتم و می روم یا  go و went. اکثر زبانهای هند و اروپایی مانند فارسی و ارمنی و انگلیسی و هندی و زبانهای سامی نظیر عربی از این دسته می باشند. دگرگونیهای ریشه در این زبانها آنها را به سوی بی قاعدگی سوق می دهد.

می بینیم که زبان فارسی و ترکی نه تنها از نظر لغوی و گرامری با هم متفاوت هستند بلکه از لحاظ ساختاری نیز در دو دسته کاملاً مجزا قرار گرفته اند.

 

مشخصات زبان ترکی

زبانهای اورال-آلتاییک مانند ترکی با مشخصات زیر از زبانهای هندو اروپایی نظیر زبان فارسی متمایز می شوند[5] [9]: 

1- در بین صداهای کلمات هم آهنگی اصوات موجود است 2- در این زبانها جنس و حرف تعریف موجود نیست 3- صرف به وسیله اضافه کردن پسوند انجام می شود (آپار+دیم ، آپار+دین ،....) 4- در صرف اسماء پسوند ملکی به کار می رود (آپار+دیغیم)5- اشکال افعال غنی و متنوع است 6- حرف جر بعد از کلمه می آید (ائودن=از خانه)7- صفات قبل ازاسماء می آیند(گؤزل قیز)8- بعد از اعداد علامت جمع بکار نمی رود9- مقایسه با مفعول منه انجام می گیرد (من دن اوجا) 10- برای فعل معین به جای داشتن از فعل بودن (ایمک) استفاده می شود.11- پسوند سئوال موجود است(گلدین می؟)12- به جای حرف ربط از اشکال فعل استفاده می شود(گئتدییم یئر= جایی که رفتم – که به غلط بعضا می گوییم او یئر کی گئتدیم)

 

خط زبان ترکی

در مورد خط ترکی باستان در سنگ نوشته های یئنی سئی و اورخون در 1400 سال پیش و ایسیک گؤل در 500 سال قبل از میلاد سخن رفت که به عقیده زبانشناسان خطوط ابداعی خود ترکان بوده و از هیچ خط دیگری اقتباس نشده است. ترکان با پذیرش دین اسلام خط عربی را جایگزین خط باستانی خود کردند( نظیر زبان فارسی که  با الفبای عربی نوشته می شود).  با به کار آمدن حکومت جمهوری در ترکیه ، مردم این کشور الفبای لاتین را جایگزین خط عربی کردند. آذربایجانی های شمال آراز نیز ابتدا در محدوده سالهای 1929-1939 به مدت ده سال زبان خود را به لاتین نوشتند سپس به دستور استالین ، خط جمهوریهای ترک زبان اتحاد شوروی (سابق) به کریل (سیریلیک) تبدیل شد . لاکن این جمهوریها پس از  استقلال دائمی خود در سال 1991الفبای خود را دوباره به لاتین بر گرداندند. آثار مکتوب زیادی به زبان ترکی و به دو الفبای عربی و لاتین از 1000 سال پیش به جای مانده است. بنا به دلایلی بسیار الفبای لاتین از الفبای عربی سریعتر فرا گرفته می شود و خواندن و نوشتن به آن راحتتر است. خصوصا  این خط برای ترکی که در آن تعدد اصوات موجود است مناسبتر می باشد. خط لاتین ترکی آذربایجانی با چند حرف اضافه x,q,ə)) یعنی (اَ ، ق ، خ) اندکی با خط لاتین ترکی استانبولی متفاوت است. متاسفانه در ایران استفاده از خط لاتین برای زبان تركی بدلایل سیاسی محدود گشته است.

 

قدرت و امکانات زبان ترکی آذربایجانی

·                    هماهنگی اصوات یکی از زیباترین خصوصیات زبان ترکی است که باعث راحتی تلفظ و خوش آهنگی آن می شود. در زبان ترکی صداهای خشن (O,U,A,I) و صداهای نازک (Ö,Ü,E,Ə,İ) نمی توانند در  ریشه یک کلمه با هم مخلوط شوند و با همان ترتیب فوق در کلمه می آیند. مانندGözəllik  و Ayrılıq. کلمات خارجی نیز حتی المقدور تحت تاثیر این قانون جالب قرار می گیرند. مانند کلمه عربی حسين(Hoseyn) که در ترکی Hüseyn و كلمه عربي عباس (Əbbas)  كه در تركي (Abbas)  گفته می شود. ترکها هنگام فارسی صحبت کردن نیزناخودآگاه از این قانون طبیعی زبان خود پیروی می کنند[9] .

·        پسوندهای ترکی بسیار غنی و متنوع است وامکان لغت سازی و غنای لغوی این زبان را بالا می برد. پسوندهایی نظیر چی، لی ، سیز، لیق ،....

·        در زبان ترکی کلماتی با اختلاف جزئی در معانی موجود است که در فارسی نیست، مثلا برای انواع دردها کلمات آغری، آجی، سیزی، یانقی، زوققو، سانجی، گؤینمک، گیزیلدمک و اینجیمک به کار می رود که هر کدام درد به خصوصی را بیان می